در مطلب قبلی مطالبی پیرامون دشواری های رابطه با افراد دچار اختلال شخصیت، نشانه های رابطه با افراد دچار اختلال شخصیت و چرایی مشکل رابطه این افراد ارائه دادیم. در این مطلب قصد داریم دلایلی را که افراد بر اساس آن ها با افراد دچار اختلال شخصیت وارد رابطه می شوند بررسی کنیم.

قبل از بررسی دقیق چگونگی رابطه با هر یک از اختلالات شخصیت، از شما می خواهیم به ویژگی های بارز افرادی که شما جذب آن ها می شوید به خوبی فکر کنید. احتمالا به الگوها و ویژگی های مشابهی خواهید رسید و ممکن است متوجه شوید که همواره مجذوب افراد مشکل آفرین با ویژگی های مشابه می شوید.

به پرسش های زیر دقت کنید:

  1. آیا محبوبتان ویژگی هایی دارد که شما به شدت فاقد آن ویژگی هستید؟
  2. آیا شما خود را ملزم به کمک و نجات دیگران می دانید؟
  3. آیا با اینکه می دانید باید این فرد را رها کنید، دچار احساس گناه می شوید؟
  4. آیا عزت نفس شما چنان شکننده است که در مقابل پیشنهاد رابطه هر فردی توان نه گفتن ندارید؟
  5. آیا به خاطر تنهایی یا مسائل دیگر وارد رابطه می شوید و علی رغم زیان هایی که برایتان دارد در آن باقی می مانید؟
  6. آیا شما آنچنان مبهوت ویژگی های محبوب خود می شوید که خصوصیات منفی وی را نمی بینید؟
  7. آیا محبوبتان در حضور دیگران هم رفتارهای نامتعارف خود را نشان می دهد؟

رابطه اختلال شخصیت با گذشته

گرچه ممکن است پاسخ به پرسش های بالا آسان نباشد؛ اما با آگاهی یافتن از عادات آسیب زا و خود-تخریبگرتان در روابط ، بینش خود را به سوی الگوی روابط گذشته افزایش می دهید. اینگونه ارزیابی ها که نقش شما را در ایجاد رابطه با افراد دچار اختلال شخصیت نشان می دهد، آزاردهنده و دردناک است. علت گرایش شما به رابطه با این افراد به روابط دوران کودکی شما بر می گردد. مخصوصا روابط صمیمانه ای که عاقبت خوشی نداشته اند. باید پذیرفت که نیازها، آرزوها، عادات و تجارب ناخوشایند کودکی موجب گرایش ما به روابطی شده که در نهایت موجب آزارتان شده است.

در این مطلب ما به دلایلی اشاره خواهیم کرد که باعث می شود فرد درگیر عشق ویرانگر شود.

۹ دلیل اصلی جذب شدن به افراد دچار اختلال شخصیت

دلیل شماره ۱: در همان برخورد اول افسون او شدم

همه ما وقتی با فرد جدیدی خصوصا جنس مخالف آشنا می شویم سعی می کنیم عالی به نظر برسیم. در همین راستا تصویر بسیار مطلوبی از خود ارائه می دهیم و عادات بد و اتفاقات و تجارب ناخوشایند گذشته خود را پنهان می کنیم. بخش زیادی از گذشته فرد دارای اختلال شخصیت، تجارب ناخوشایند کودکی و روابط نامطلوب بزرگسالی است. فرض کنید که شخصی در آغاز آشناییش با شما، از توجه طلبی، کنترل گری و یا تمایلات رفتاری انحرافی اش بگوید، آیا با او وارد رابطه می شوید؟

تمایلی که در همه ما در خصوص مشاهده و اغراق در ویژگی های مثبت محبوب و نادیده گرفتن ویژگی های منفی وجود دارد این مسئله را تسهیل می کند. معمولا هر کدام از اختلالات شخصیت نقطه آسیب زایی را در ما بر می انگیزد که باعث جذب ما به طرف این افراد می شود. و اگر فرد مبتلا باهوش و جذاب هم باشد به راحتی مسئله خود را می تواند پنهان کند و شما را جذب کند. تا جایی که ظرف تحمل پر نشود ویژگی های منفی نادیده گرفته می شود. و درست همین جاست که عشق، ویرانگر شده و ابعاد اختلال شخصیت رابطه را تخریب می کند.

در نظر داشته باشید که تشخیص اختلال شخصیت معمولا برای روانشناسان نیز چالش برانگیز است. بنابراین به خاطر اینکه در برخورد اول نتوانستید مشکل محبوب خود را تشخیص دهید خود را سرزنش نکنید. با این اوصاف ما به شما پیشنهاد می کنیم ضمن مطالعه مطالب منتشر شده و آشنایی با هر یک از اختلالات شخصیت در مرحله اول آشنایی تصمیم قطعی نگیرید و مدت طولانی تری را برای آشنایی در نظر بگیرید.

دلیل شماره ۲: من نیاز دارم که فرد محبوبم نیازمند من باشد.

ممکن است خودتان متوجه شده باشید یا نزدیکانتان به شما گفته باشند که همواره عاشق افراد شکست خورده می شوید. احتمالا شما خودتان توانایی تشخیص این مسئله را دارید و علت آن نیازی است که شما به نجات افراد شکست خورده دارید و بر اساس آن، احساس هویت می کنید.

مراقبت و دلسوزی  شما نسبت به افراد دچار اختلال شخصیت از جمله وابسته، منزوی، ضد اجتماعی و پارانویا نه تنها سودی برای آن ها نخواهد داشت بلکه شما را در دور باطل روابط معیوب گیر می اندازد.

دلیل شماره ۳: من همواره به دنبال یک نوع خاص شخصیت هستم

رفتاری را که در آغاز از آن خوشحال می شویم در پایان از آن متنفر خواهیم شد.

اگر در خانواده ای بزرگ شده باشید که یکی از والدین به خصوص والد جنس مخالف شما دچار اختلال رفتاری باشد و شما خود را ملزم می دانستید که همواره با وی سازش کنید به احتمال زیاد جذب افرادی با همان مسئله می شوید که در نهایت نیز رابطه شما را خراب می کند. آن رفتارهای جذاب تلاشی بوده برای به دام انداختن فرد که در مسیر عمیق شدن صمیمیت، رفتاری خسته کننده و آزار دهنده می شود. ظاهر غیر معمول و عادات عجیب غریب از چیزی خوشایند و جذاب به چیزی غیر قابل تحمل تبدیل می شود. توجه افراطی به جزئیات و احتیاط کاری به زودی عشق را از بین می برد.

 اگر یکی از والدین یا نزدیکان شما دچار یکی از اختلالات شخصیت باشند احتمال اینکه شما جذب همان اختلال شخصیت شوید بالا است. در این صورت افزایش آگاهی شما می تواند مسیر روابط عاطفی شما را سالم سازد.

دلیل شماره ۴: احساس می کنم دچار دید تونلی شدم.

در همان ابتدای آشنایی چه ویژگی در محبوبتان شما را مجذوب کرد؟ چه چیزی شما را هیجان زده کرد و گمان کردید آینده خوبی را می توانید بسازید؟

همه ما مجذوب جنبه هایی از ظاهر، شخصیت و یا رفتار جنس مخالف می شویم و از دیدن ویژگی هایی که می تواند در طولانی مدت آزارنده باشد باز می مانیم. در اصطلاح گفته می شود دچار دید تونلی شده ایم. یعنی بر جذابیت های وی متمرکز می شویم و نکات آزاردهنده را بی اهمیت جلوه می دهیم.

ممکن است شما در آغاز رابطه آنچنان جذب توجه بی دریغ فردی با اختلال شخصیت وابسته شوید که فراموش کنید در آینده این فرد با چسبیدن مداوم به شما چگونه شما را آزار خواهد داد. یا ممکن است در برخورد با اختلال شخصیت خودشیفته چنان مجذوب تعریفاتی که از موفقیت هایش می کند، بشوید که فراموش کنید خودبزرگ بینی وی چگونه مانع از صمیمت با شما می شود.

اگر شما تا کنون متوجه شده اید که معمولا در گیر رابطه با افراد دچار اختلال شخصیت می شوید، از خودتان بپرسید چه ویژگی جنس مخالف شما را مجذوب می کند؟ چه چیزی باعث می شود توانایی ارزیابی صحیح خود را از دست بدهید؟ چه نوع ویژگی هایی دید شما را انقدر محدود می کند که نقاط منفی را نمی بینید؟

دلیل شماره ۵: من فرد چندان ارزشمندی نیستم

این احتمال نیز وجود دارد که شما با وارد شدن در رابطه با افراد خودشیفته، فریبکار، ضد اجتماعی و بی توجه و …… به صورت ناهشیار، با احساس کم ارزشی خود به مقابله می پردازید. یعنی به صورت ناهشیار می دانید که محبوبتان از شما کم ارزش تر یا در سطح برابری با شما قرار دارد و با مجذوب شدن به سمت وی بار احساس منفی خود را کاهش می دهید.

دلیل شماره ۶: من نیاز دارم تا خلأ درونی خود را پرکنم

از آنجایی که افراد دچار اختلال شخصیت رفتارهای برجسته ای مانند لوندی و اغواگری اختلال شخصیت نمایشی، شجاعت اختلال شخصیت ضد اجتماعی، نظم و انضباط اختلال شخصیت وسواسی جبری را دارند؛ در برخورد اول یک ویژگی یا رفتارشان می تواند به شدت در فرد اشتیاق ایجاد کند، این ویژگی معمولا چیزی است که شما به کل فاقد آن هستید. اما پس از مدتی همان ویژگی عشق را به سمت ویرانی می برد.

دلیل شماره ۷: در صورت قطع رابطه احساس گناه می کنم

اگر مدت طولانی است در رابطه با فردی با اختلال شخصیت هستید و نمی توانید رابطه را تمام کنید، احتمالا از ترک وی احساس گناه می کنید و هیچ احساسی در انسان درناک تر از احساس گناه نیست. اگر خود را مسئول مشکلات وی می دانید باید بدانید که هسته شکل گیری اختلال شخصیت در سال های اولیه زندگی وی شکل گرفته و مسئولیتش با شما نیست. اگر احساس گناه در شما چنان شدید است که نمی توانید از وی جدا شوید، به شما پیشنهاد می کنیم با یک متخصص مشورت کرده و علت زیربنایی این احساس را در خود حل کرده تا در مسیر رابطه سالم تری با خود و دیگران بتوانید حرکت کنید.

دلیل شماره ۸: شاید همه مشکل از محبوب من نباشد

عامل دیگری که می تواند علت الگوی تجربه عشق دیوانه در شما شود، وجود میزانی از ویژگی های اختلال شخصیت در خودتان است. گویا عادت به برقراری ارتباط با اختلال شخصیت های خاصی دارید. به یاد داشته باشید که آنچه شما را مجذوب افراد دچار اختلالات شخصیت می کند، در کودکی کاربرد داشته و موجب حفظ رابطه می شده است؛ اما الان برای ایجاد صمیمت مضر است.

دلیل شماره ۹: اتفاقی بود

ممکن است رابطه شما با فرد دچار اختلال شخصیت صرفا یک اتفاق بوده. و به این معنی نیسته که شما همواره الگوی چنین روابطی را داشته اید. ممکن است از خود بپرسید چه طور چنین اتفاقی افتاد؟ آیا این تجربه به معنی این است که من همواره خواهان رابطه با افراد دچار اختلال شخصیت هستم؟ باید توجه کرد که با توجه به ویژگی های جذابی که این افراد در برخورد اول داشته شما را مجذوب خود کرده و نتوانستید تحلیل دقیقی از کل شخصیت وی داشته باشید. پس نگران نباشید و در روابط آتی خود اگر متوجه شدید ویژگی خاصی زیاد از حد شما را مجذوب کرد، دست نگه دارید و زود تصمیم نگیرید.

تا این جا بررسی کردیم چرا بعضی از روابط همواره پر از آشوب است. همچنین به این مسئله پرداختیم که چرا برخی از افراد همواره درگیر چنین روابطی می شوند. در مطلب بعدی به بررسی رابطه با محبوب شکاک یعنی فردی که دچار اختلال شخصیت پارانوئید می پردازیم.