بسیاری از ما نام آزمون معروف لکه جوهر رورشاخ را شنیده ایم که در آن، آزمودنی با نگاه به تصویر لکه جوهری مبهم باید بتواند آنچه در تصویر می بیند را توصیف کند. آزمون رورشاخ که در زمره آزمون های شخصیت قرار می گیرد به گونه ای طراحی شده که افکار، انگیزه ها و تمایلات ناهوشیار آزمودنی را آشکار کند.

لکه جوهر رورشاخ نیز مانند آزمون TAT می توان در دسته آزمونهای فرافکن دانست که در سال ۱۹۲۱ توسط روانشناس سوئیسی به نام هرمان رورشاخ ساخته شد که شامل ۱۰ کارت (پنج کارت سیاه و سفید و پنج کارت رنگی) بود. در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ استفاده از این تست، مساوی با روانشناسی بالینی بود. در طول قرن بیستم نیزلکه جوهر رورشاخ، بسیار مورد استفاده و تفسیر روانشناسان قرار گرفت. روانشناسان اغلب برای ارزیابی شخصیت و کارکرد های هیجانی از آن، استفاده می کنند.

تاریخچه آزمون رورشاخ

قطع به یقین، تفسیر یک نفر از لکه جوهر و فهم جنبه های پنهان شخصیت او، تنها عاملی نبود که باعث انگیزه رورشاخ در ساختن این تست شود. گرچه او هیچ وقت از این که چگونه ایده ابتدایی این آزمون شکل گرفت حرفی نزد، اما او نیز مانند دیگر بچه های همسن خود، بازی‌ای انجام می داد که در این بازی، با لکه جوهر، تصاویری رسم می کردند. با بزرگ تر شدن رورشاخ، او به هنر و روانکاوی، علاقه مند شد. او حتی مقاله هایی در باب تحلیل کارهای هنری بیماران روانی نیز منتشر، و به این نکته اشاره کرد که هنر این بیماران نکات زیادی راجع به شخصیت آنها نمایان می کند.

سال ۱۸۹۶ بازی‌ای طراحی کرد که با جوهر، تصاویری شبیه هیولا رسم می کرد تا از آن‌ها، داستان خلق کند. آلفرد بینه نیز برای سنجش خلاقیت، از لکه جوهر استفاده کرد و در تست هوش خود نیز آن را به‌کار برد. سال ۱۹۱۹ هرمان رورشاخ که با بیماران اسکیزوفرنی کار می کرد دریافت که پاسخ آنها به تصاویر لکه جوهر که هنوز شبیه همان بازی اولیه بودند، کاملا متفاوت از دیگران است. او این مطلب را به اطلاع جامعه روانپزشکان محلی رساند اما در آن زمان، کسی به او توجه نکرد.

علاقه او به بازی لکه جوهر در کودکی و مطالعات فروید در باب رؤیا، هر دو باعث شدند که رورشاخ شروع به گسترش رویکرد سیستماتیکی برای استفاده از لکه جوهر به عنوان ابزاری سنجشی کند.

چگونگی ایجاد آزمون لکه جوهر رورشاخ

رورشاخ بعد از مطالعه بیش از ۴۰۰ نفر جامعه آماری، شامل ۳۰۰ بیمار روانی و ۱۰۰ نفر گروه کنترل، رویکرد خود را ایجاد نمود. در نمونه اولیه کارت های خود، او ۴۰ لکه جوهر بکار برد؛ اما سال ۱۹۲۱ در کتاب تشخیص روانی که خود منتشر کرد، تنها از ۱۰ کارت نام برد که ارزش تشخیصی داشتند. او در این کتاب، سیستم نمره گذاری این آزمون را نیز مشخص کرده بود. هدف او از ایجاد آزمون رورشاخ ، خلق آزمون شخصیت فرافکن نبود بلکه او در تلاش بود تا از این تست در تشخیص اسکیزوفرنی استفاده کند.

متأسفانه کتاب رورشاخ، موفقیت چندانی کسب نکرد و او یک سال بعد از چاپ دوم این اثر، در سن ۳۷ سالگی در گذشت. بعد از مرگ او، سیستم های نمره گذاری متنوعی به وجود آمد و این تست، کم کم به یکی از رایج ترین آزمون های روانشناسی کاربردی، تبدیل شد.

چگونگی استفاده از آزمون رورشاخ

نکاتی راجع به چگونگی استفاده از این تست:

  • آزمون رورشاخ شامل ۱۰ کارت است که برخی از آن‌ها سیاه و سفید، برخی خاکستری و بقیه رنگی هستند.
  • روانشناس یا روانپزشکی که تعلیم دیده تا این تست را بگیرد باید کارت ها را به نوبت، یکی پس از دیگری به آزمودنی نشان بدهد.
  • پس از نشان دادن هر کارت، از آزمودنی خواسته می شود که هر چیزی که در کارت می بیند را توصیف کند. آنها مختارند بگویند فقط یک چیز در تصویر می‌بینند یا چیزهای مختلف.
  • آزمون گیرنده می تواند کارت را ازهر طرفی که بخواهد به آزمودنی نشان دهد.
  • زمانی که آزمودنی جوابی به کارت مورد نظردر آزمون رورشاخ می دهد؛ روانشناس با سؤالهای بیشتر راجع به توصیفی که کرده، می‌تواند شرحی واضح تر و بهتر بدست آورد.
  • آزمون گیرنده باید به جاهایی که آزمودنی بر اساس آن پاسخ می دهد توجه کرده و آن را ثبت کند. مثلا جواب براساس کل تصویر داده شده یا فقط بخشی از شکل، مورد توجه قرار گرفته است.

چگونگی تفسیر تست

مواردی که در تفسیر، مورد توجه قرار می گیرد:

  • برخی کارت های آزمون رورشاخ ، پاسخ های رایجی دارند که اغلب همه افراد، آن توصیف را ارائه می دهند. بنابراین چنین پاسخ هایی کد مشخصی دارند.
  • به مدت زمانی که هر فرد برای شروع توصیف لکه جوهر، استفاده می کند باید توجه کرد. برخی افراد، مدت زمان زیادی بعد از دیدن تصویر، ساکت هستند و یا سریع بعد از دیدن کارت، جواب می دهند.
  • برخی موارد پاسخ گویی مانند شکل، رنگ، سایه و… عواملی تعیین کننده در نمره گذاری هستند.
  • به جواب های بی ربط باید توجه کرد و خیلی ویژه باید توجه کرد.

اثرگذاری آزمون رورشاخ به عنوان ابزار تشخیص

گرچه آزمون رورشاخ مدت‌هاست به عنوان تستی رایج در روانشناسی مورد استفاده است اما در مورد ارزش این آزمون، شک و تردید هایی وجود دارد. تحقیقات نشان داده که حدود ۴۳ تا ۷۷ درصد از روانشناسان بالینی، از آزمون رورشاخ به عنوان ابزاری برای سنجش شخصیت، استفاده می کنند. با این حال، برخی مطالعات دیگر نشان داده لکه جوهر رورشاخ، اعتبار تشخیصی کمی دارد.

انتقادهایی به آزمون رورشاخ

اغلب انتقادهای وارده به این آزمون، در مورد چگونگی نمره گذاری و ارزش تشخیصی آن است.

انتقادهای وارده به روش نمره گذاری

آزمون رورشاخ در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به خاطر عدم وجود روشهای استاندارد نمره گذاری و نرم ها، مورد انتقاد قرار گرفت. قبل از ۱۹۷۰، پنج روش نمره گذاری وجود داشت که به قدری با یکدیگر متفاوت بودند که معرف پنج نوع تست رورشاخ مختلف بودند. سال ۱۹۷۳، جان اکسنر، سیستمی جامع برای نمره گذاری ایجاد کرد که مهم ترین و و قدرتمندترین عوامل سیستم های نمره گذاری را در خود داشت. همین سیستم اکسنر، امروزه مورد استفاده قرار می گیرد.

انتقادهای وارده به ارزش تشخیصی

برخی مقالات، از کابرد تشخیصی این تست جهت تشخیص اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت اسکیزوئید و دوقطبی خبر داده اند؛ اما تحقیقی در مورد اثرگذاری تشخیصی این آزمون برای اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال سلوک، اختلال شخصیت خودشیفته یا اختلال شخصیت ضد اجتماعی در دسترس نیست.

منابعی برای مطالعه بیشتر