در یادداشت اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی به طور مفصل ویژگیهای این دو اختلال عنوان شده است. همانطور که در اختلال شخصیت چیست نیز نشان داده شد، اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی هر دو در یک دسته جای گرفته اند؛ به این معنا که این دو اختلال ویژگیهای مشترکی دارند. افرادی که  به یکی از این دو اختلال مبتلا هستند احساسات، افکار و واکنششان به وقایع شدید؛ اما ترسها و انگیزه های آنها متفاوت از یکدیگر است.

ما در این مطلب اشاره به همزمانی این دو اختلال خواهیم داشت. این همزمانی درمان و دوره هر دو اختلال را سخت تر خواهد کرد. یک بررسی نشان داد که ۱۶% افرادی که اختلال شخصیت مرزی دارند ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت خودشیفته را نیز دارند. مطالعه دیگری این آمار را ۳۹% نشان داد. همچنین ۳۰% از افراد خودشیفته، اختلال شخصیت مرزی دارند.

تفاوتها و شباهتهای بین اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی

با بررسی دو مورد فرضی مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی تفاوت بین این دو اختلال روشن تر خواهد شد:

  •  رضا مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است؛ به شدت معتقد است که دوست داشتنی نیست. همیشه به دنبال جلب توجه دیگران است زیرا میترسد که دیگران او را تأیید نکنند. ترس از تنها و طرد شدن هرگز او را رها نمی کند و این ترس زیر بنای تمام رفتارها و واکنشهای او است.
  • نیلوفر اختلال شخصیت خودشیفته دارد؛ او فکر میکند که فردی خاص و برتر از دیگران است. زیر بنای این تفکر ترس از بی ارزش بودن و بی ثباتی شخصیت اوست. او سعی میکند ترس و آسیب پذیریش را پشت نقاب برتری و تحسن افراطی خود پنهان کند. او با اعتماد به نفس به نظر می رسد و همه تلاشش را می کند که این خوب به نظر رسیدن را حفظ کند و بقیه را نیز مجبور به پذیرش خاص بودن خودش می کند.

با نگاه به دو مورد قبل متوجه خواهیم شد که ویژگی مشترک اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی احساس عدم امنیت است. این ترسهای هر چند متفاوت، ادراک فرد از خود و دیگران را تحریف کرده و در نتیجه این تحریف، شاهد این هستیم که افراد مبتلا به هر دو اختلال الگویی ازروابط بی ثبات و مخرب را تجربه می کنند. ترس از رها شدن در هر دوی آنها وجود دارد اما نمود بیرونی هر کدام از یکدیگر متفاوت است. فرد مرزی رفتارهایی نشان می دهد که دیگران را از خود می راند در حالی که فرد خودشیفته خودش دیگران را تحویل نمی گیرد و قبل از اینکه دیگران او را رها کنند خود این کار را می کند.

تنهایی از پیامدهاییست که در نهایت رفتار افراد مبتلا به ختلال شخصیت خودشیفته و مرزی به همراه دارد.

چگونه اختلال شخصیت خودشیفته روی اختلال شخصیت مرزی تأثیر میگذارد؟

دلالیل نظری بسیاری وجود دارد که نشان می دهد احتمال بهبود افراد مبتلا به هر دو اختلال در طول زمان کندتر و کمتر خواهد بود. اختلال شخصیت خودشیفته نسبت به درمان بسیار مقاوم است؛ فرد خودشیفته بینش ضعیفی نسبت به تأثیر رفتارها خود بر روی زندگی خود و دیگران دارد. علاوه براین باید خاطر نشان کرد که او درد و رنجی که برای دیگران ایجاد می کند بیشتر از رنجیست که برای خود فراهم می کند بنابراین انگیزه تغییر رفتار در آنها پایین است. تحقیقات نشان داد افرادی که بعد از ۶ ماه اختلال شخصیت مرزی در آنها رو به بهبود رفت احتمال ابتلال به شخصیت خودشیفته در آنها بسیار کم بود (حدود ۶ درصد)؛ اما افراد مرزی که بعد از ۶ ماه هیچ بهبودی حاصل نکردند احتمال ابتلا همزمان به اختلال شخصیت خودشیفته چیزی حدود ۱۹ درصد بود.

فرد مرزی مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، به دلیل این که نسبت به دیگران همدلی ندارد در فریب و بازی کردن با عواطف دیگران عملکرد بهتری خواهد داشت. این ترکیب روابط بین فردی آنها را نابود می کند.  

تأثیر این اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی در برقراری روابط رمانتیک

همه ما ناخوداگاه به دنبال پارتنری هستیم که در برقراری روابط رمانتیک توانایی های کم و بیش یکسانی برای ایجاد و حفظ صمیمیت داشته باشد. منظور ما از توانایی ایجاد و حفظ صمیمت در رابطه این است که در مواقع ایجاد مشکل بدون سرکوب، قضاوت و نادیده گرفتن یکدیگر مذاکره و حرف بزنند، یکدیگر را ببخشند، تفاوتهای یکدیگر را بپذیرند و… افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی مشکلات مشابهی در زمینه صمیمت دارند.هر دویه این افراد فاقد چیزی هستند که روانشناشان آن را “روابط موضوعی کامل” و “ثبات موضوع” می نامند.

عدم روابط موضوعی کامل (Whole Object Relations)

منظور ما از عدم روابط موضوعی کامل این است که آنها توانایی درک این موضوع را ندارند که انسانها صفات خود و بد را همزمان با هم دارند و نمی توان افراد را به سیاه و سفید یا خوب و بد تقسیم کرد. این توانایی در اوایل کودکی توسط والدین ایجاد می شود؛ بویژه زمانی که پدر و مادر کودک را با تمام کاستی ها و نقایص می پذیرد و دوستش دارد. بدون “روابط موضوعی کامل” فرد دیگران را در یک طیف قرار نمی دهد بلکه شروع به تقسیم بندی می کند؛ برخی افراد را کاملا خوب و برخی دیگررا مطلقا بد می داند.

طبیعتا با چنین تقسیم بندی فرد قادر نیست جنبه های دیگر طرف مقابلش را ببنید. وقتی من پارتنرم را کاملا خوب میدانم با سوگیری خوب بودن او وارد رابطه می شوم یا برعکس؛ در هر دوی این حالات افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی که ثبات هیجانی ندارند قادرند به سرعت فرد خوب را به فرد بسیار بد تبدیل کنند و نتیجه این که رفتارشان با او نیز به سرعت تغییر می کند.

ثبات موضوع ( Object Constancy)

ثبات موضوع دو بخش مهم دارد.

  1. توانایی حفظ احساس مثبت و دوست داشتن طرف مقابل حتی در مواقعی که او شما را ناراحت، ناامید و عصبانی می کند.
  2. توانایی حفظ رابطه حتی وقتی او را نمی بینی؛ منظور ما این است در روابط، به ویژه روابط صمیمی و رمانتیک نباید “از دل برود هر آنکه از دیده برفت” صادق باشد.

فقدان ” ثبات موضوع” پیامد عدم ایجاد “روابط موضوعی کامل” است . این دو ویژگی که ذکر شد مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی است. حال همزمانی این دو اختلال که درصد کمی هم ندارد باعث وخیم تر شدن اوضاع و روابط آنها خواهد شد.

منابع بیشتر برای اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی