سادومازوخیسم با گرفتن لذت از یک فرد، اغلب لذت جنسی، و دادن چنین لذتی به یک فرد است. این لذت از طریق درد کشیدن یا تحقیر کردن است. ویژگی اختلال سادومازوخیسم این است که برای فرد، افزایش لذت جنسی را دربردارد؛ یا در برخی موارد، این رفتارها به جای لذت جنسی انجام می‌شوند. فرد برای برانگیختن لذت جنسی، درد وارد می‌کند. فرد دچار مازوخیست، پرخاشگری می‌کند تا دلبستگی و عشقش را شکل بدهد و ابراز کند. در واقع، فعالیت‌های فرد سادومازوخیست اغلب به درخواست یا به نفع یک فرد مازوخیست است که با نشان دادن احساسات خود، سرنخ‌هایی را برای این رفتارها در فرد سادومازوخیست ایجاد می‌کند.

سادومازوخیسم در زنان بیشتر است یا مردان؟

گزارش‌ها حاکی از آن است که فانتزی‌های سادیستیک در زنان و مردان، به یک اندازه وجود دارد. بااین‌حال، به نظر می‌رسد مردان با تمایلات سادیستیک، گرایش دارند در سنین کمتری، این فانتزی‌ها را داشته باشند. با این که برخی از افراد سادومازوخیست به طور خالص، سادیست و برخی به طور خالص، مازوخیست هستند؛ بسیاری از آن‌ها درجات متفاوتی از هر دو را دارند و در بین این دو ویژگی، در نوسان هستند.

دو بخش سادومازوخیسم

همان‌طور که توضیح داده شد، فردی که سادومازوخیست است، بنا به موقعیتی که در آن است، رفتارهای مازوخیستی یا سادیستی نشان می‌دهد. در ادامه، هر کدام از این دو بخش را از نظر تاریخی و تعریف آن، توضیح خواهیم داد.

آزارگری یا سادیسم چیست؟

آزارگری یا سادیسم عبارت است از تمایل به ایجاد درد در دیگران از طریق اعمال هر نوع بدرفتاری اعم از جنسی، جسمی، یا روانی. این اختلال، به نام مارکی‌دوساد نویسنده اواخر قرن هیجده نامیده شده است. او درباره‌ی افرادی می‌نوشت که با ایجاد درد در دیگران، به لذت جنسی دست می‌یافتند.

فروید معتقد بود آزارگرها یا سادیست‌ها با این عمل می‌خواهند از خود در برابر اضطراب اختگی، ترس از دست دادن آلت تناسلی، دفاع کنند؛ آن‌ها زمانی به لذت جنسی دست می‌یابند که بتوانند همان بلایی را بر سر دیگران بیاورند که می‌ترسیده‌اند بر سر خودشان بیاید.

مازوخیسم یا آزارخواهی: بخش دیگر سادومازوخیست

آزارخواهی یا مازوخیسم، که به نام لئوپولد فون زاخرمازوخ رمان‌نویس آلمانی قرن نوزده نامیده شده است، عبارت است از رسیدن به لذت جنسی از طریق ایجاد درد در خود. خودآزار اخلاقی «moral masochist» در مجموع کسی است که به دنبال موقعیت‌های تحقیرآمیز و خفت‌بار می‌رود، نه به دنبال درد جسمی. فروید، معتقد بود که احساس اضطراب و احساس گناهی که در مورد رابطه جنسی دارد، توانایی فرد آزارخواه برای رسیدن به ارگاسم را مختل کرده است و او این احساسات را با عذاب دادن و مجازات خود، تخفیف می‌دهد.

مشاهدات بالینی حاکی از آن است که معمولأ در یک فرد واحد، عناصری از هر دو دسته رفتار خودآزارانه و آزارگرانه وجود دارد. بیمار در نتیجه‌ی درمان، درمی‌یابد نیازی که برای مجازات خود داشته، ناشی از احساس گناه مفرط در ناخودآگاهش بوده است. همچنین تدریجأ تکانه‌های پرخاشگرانه‌ی واپس‌زده‌ی خود را که ریشه در اوایل کودکی‌اش دارد، شناسایی می‌کند.

بنابراین، فردی که سادومازوخیست است، هر دو این ویژگی‌ها را تجربه می‌کند. به عبارتی، در رابطه با یک فرد سادومازوخیست، بایستی فرد مقابل، این اطلاع را کسب کند که ویژگی‌های محبوبش، جزئی از رفتارش در رابطه صمیمی و جنسی نیز محسوب می‌شود. نکته حائز اهمیت این است که درحالت عادی و وقتی فردی رگه‌های شخصیت سادومازوخیست را دارد، بایستی رضایت طرف مقابل را در رابطه صمیمی و دلبستگی داشته باشد تا او نیز بتواند لذت مورد نیاز را ببرد.

سادومازوخیست در رابطه چگونه است؟

از آن‌جایی که سادومازوخیست از دو جزء تشکیل شده است و در هر زمان، یک بخش از وجودش را ابراز می‌کند؛ هر جزء را جداگانه توضیح می‌دهیم.

فرد سادیست، شریک جنسی خود را یک شیء می‌بیند و ممکن است او را به عنوان یک انسان نبیند. او شریکش را به صورت فردی که هیجان دارد در نظر نمی‌گیرد. فرد سادیست، با این‌که رابطه جنسی معنی ندارد و فقط یک رفتار بر اساس شهوت است تا صمیمیتی ناشی از عشق، خود را غافل می‌کند. او شریکش را به عنوان یک جایزه یا شیئی برای بازی می‌بیند. کسی که این‌گونه به شریکش نگاه می‌کند، نمی‌تواند رابطه عاطفی سالمی داشته باشد. بنابراین، نمی‌تواند عاشق شریک خود شود؛ یا اگر شریک فرد سادیست به او آسیب زد یا خیانت کرد، فرد سادیست توسط شریکش آسیب نمی‌بیند.

برای فرد مازوخیست، نقش یک درمانده را بازی می‌کند که می‌تواند تنش را کم کند یا مسؤلیت یا گناهی را به دوش بکشد. این موضع همچنین می‌تواند دربردارنده احساسات بچگانه وابستگی، ایمنی، و محافظت باشد که به عنوان صمیمیت تلقی می‌شود. بعلاوه، فرد مازوخیست ممکن است با تأیید کردن‌ها، انجام اوامر و کنترل شدن از طرف فرد سادیست، لذت دریافت کند.

تفاوت افراد سادومازوخیست با ضداجتماعی

رفتارهای فرد سادومازوخیست با رضایت شریک جنسی و محبوبش است و نباید با پرخاشگری جنسی اشتباه گرفته شود. همچنین، وقتی یک سادومازوخیست به دنبال درد یا تحقیر در بافت عشق یا رفتار جنسی است، در بافت‌های دیگر رابطه، خشونت آزادانه یا سوءاستفاده را به کار نمی‌برد. این دو ویژگی، می‌تواند رفتارهای سادومازوخیست را از رفتار افرادی که خشونت فیزیکی و جنسی را بدون رضایت طرف مقابل و یا در محیط‌هایی غیر از رابطه جنسی ارائه می‌دهند، جدا کرد.

بطور خلاصه، در کل فرد سادومازوخیست ، یک ضداجتماعی نیست. برخلاف یک فرد با اختلال ضداجتماعی، که یک اختلال روانی قابل تشخیص است، اختلال سادومازوخیست فقط در صورتی قابل تشخیص است که پریشانی یا اختلال قابل توجهی در فرد ایجاد کند یا موجب آسیب به سایرین شود.

منابع