اتو رنک یکی از روانشناسان و روانکاوان اوایل قرن بیستم بود که همکاری نزدیکی با زیگموند فروید داشت. این نظریه‌پرداز شخصیت و روان‌درمانی، یکی از نزدیک‌ترین افراد به فروید و از حلقه یاران و همکاران فروید به حساب می‌آمد.

دوران کودکی و نوجوانی

اتو رنک در سال ۱۸۸۴ در وین به دنیا آمد. خانواده وی یهودی بودند و پدر و مادرش، سایمون روزنفلد و کارولین فیشر نام داشتند. گفته می‌شود پدرش مشکل مصرف الکل داشت و زیاد به خانواده اهمیت نمی‌داد. اتو فردی مذهبی نبود و آرامش را در موسیقی و کتاب دنبال می‌کرد. آثار هنریک ایبسن، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه را مطالعه کرده بود. او مدرسه بازرگانی را تمام کرده و در یک تعمیرگاه به عنوان یک کلیدساز مشغول به کار شد. از طرف دیگر، برادر بزرگ‌ترش حقوق خواند. اتو نتوانست ادامه تحصیل دهد زیرا خانواده فقط برای ادامه تحصیل یکی از فرزندان پول داشت.

همکاری اتو رنک با فروید

اتو رنک پس از خواندن آثار فروید خصوصاً تأویل رؤیا، شیفته ایده‌های او شد. در سال ۱۹۰۵ رساله‌ای که با نام «بازیگر: یک رویکرد به روانشناسی جنسی» نوشته بود را برای فروید فرستاد. این رساله فروید را بسیار تحت تأثیر قرار داد. همین امر باعث شد تا از اتو رنک دعوت کند به عنوان دبیر جنبش روانکاوی و دست راست خودش، با هم همکاری کنند. در این زمان بود که اتو، نام خانوادگی خود را از روزنفلد به رنک تغییر داد. فروید، اتو رنک را بااستعدادترین شاگرد خود می‌دانست و از نظر عقلانی، حتی از فرزندان خود نیز احساس نزدیکی بیشتری با او می‌کرد. فروید همچنین به اتو رنک کمک کرد در دانشگاه وین ادامه تحصیل دهد و رنک در سال ۱۹۱۲ دکترای خود را دریافت کرد.

رنک در فلسفه، ادبیات و افسانه‌شناسی ماهر بود و روح تازه‌ای در حلقه روانکاوی دمید. پس از فروید، رنک پرکارترین نویسنده روانکاوی بود و عناوین مختلفی به چاپ رساند. در طول جنگ جهانی اول، رنک در ارتش اتریش مستقر در لهستان خدمت کرد. تجربه‌هایی که در طول این دوران داشت، تغییر کاراکتر و شخصیت نسبی را برای او به همراه داشت و بسیاری از ایده‌های او را تحت تأثیر قرار داد.

ازدواج و تغییر مسیر شغلی

او رابطه دوستانه‌ای با ساندور فرنزی تشکیل داد که منجر به انتشار آثار مشترک زیادی شد. اتو رنک در سال ۱۹۱۸ با بئاتا تولا مینسر ازدواج کرد و نتیجه آن، فرزندی به نام هلن بود. تولد فرزند، رنک را به عقده ادیپ و رابطه مادر-فرزندی علاقه‌مندتر کرد. این امر منجر به تغییر رویکرد حرفه‌ای رنک شد و بعدها مسیرش از فروید جدا شد.

اتو رنک در ۱۹۲۴ اثر مشهور خود با نام “ضربه تولد” را منتشر کرد. این کتاب منجر به اختلاف بین فرویدی‌ها شد؛ در نهایت خروج او از جامعه روانکاوی وین را به همراه داشت. او در ماه می سال ۱۹۲۶ به پاریس مهاجرت کرد. رنک در پاریس به روانکاوی ادامه داد و در دانشگاه سوربن به تدریس پرداخت.

سفرهای اتو رنک بین اروپا و آمریکا

در طول ۱۰ سال بعد، رنک در ایالات متحده و اروپا به تدریس و آموزش مشغول بود. در نهایت در سال ۱۹۳۶ به نیویورک نقل مکان کرد و در آن‌جا مستقر شد. بسیاری از روانکاوان آمریکایی، رنک را به عنوان رهبر تفکر روانکاوی در آمریکا محسوب می‌کردند. تأثیر اتو رنک مخصوصاً در فیلادلفیا بسیار زیاد بود. برخی از روش‌های او در مدرسه کار اجتماعی پنسیلوانیا در این ایالت به کار گرفته شدند. شیوه روان‌درمانی رنک که نسخه کوتاه شده روش روانکاوی فروید بود، در آمریکا بیشتر مورد اقبال واقع شد.

اتو رنک در دانشگاه پنسیلوانیا به تدریس پرداخت و در نیویورک، روان‌درمانی انجام می‌داد. او پیوسته بین آمریکا و فرانسه در حال رفت و آمد بود. رنک در دانشگاه‌های مختلفی مانند هارواد، ییل و استنفورد، درباره موضوعات مختلفی صحبت کرد. روان‌درمانی‌های مبتنی بر روابط موضوعی (ابژه)، تجربه‌ای و «این‌جا و اکنون»، هنر، اراده خلاق و نوروز به عنوان شکستی در خلاقیت، از جمله موضوعات سخنرانی‌های او بودند.

اواخر زندگی

در سال ۱۹۳۹، اتو رنک همسر اول خود را طلاق داد و با استل بوئل ازدواج کرد. او قصد داشت شهروند رسمی آمریکا شود و به کالیفرنیا نقل مکان کند. اگرچه سه ماه پس از ازدواجش، دچار عفونت کلیه شد که به عفونت خونی شدید منجر شد. او در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۳۹، پنج هفته پس از مرگ فروید، درگذشت.

میراث اتو رنک

نظریه اتو رنک، تأثیر زیادی بر سایر روانشناسان پس از او داشته است. رولو می یکی از پیشگامان روانشناسی وجودی، بسیار تحت تأثیر نوشته‌ها و سخنرانی‌های اتو رنک قرار گرفته بود. او همیشه از رنک به عنوان مهم‌ترین فرد اثرگذار بر درمان وجودی یاد می‌کند. کارل راجرز همواره عنوان می‌کرد که رنک باعث به وجود آمدن درمان مراجع‌محور و تمامی حرفه‌های مشاوره بوده است. پل گودمن، همکار فریتز پرلز در ایجاد درمان گشتالتی، ایده‌های پسافرویدی رنک در مورد هنر و خلاقیت را بسیار باازرش می‌دانست.

همچنین اتو رنک اولین نفری بود که از واژه «عقده پیش ادیپی» استفاده کرد. تا آن زمان در روانکاوی، عقده ادیپ اولین عقده محسوب می‌شد و رنک با عنوان کردن ایده‌های پیش ادیپی، اولین کسی بود که عنوان کرد عقده ادیپ ممکن است اصلی‌ترین عامل در روانکاوی نباشد. همین امر باعث شد تا از جمع یاران فروید نیز کنار گذاشته شود.

مطالعه بیشتر