کوهوت در نظریه خود تحت عنوان روانشناسی خود (self psychology) سعی در تبیین نحوه شکل گیری اختلال شخصیت خودشیفته و نحوه درمان این اختلال کرد. نظریه کوهوت با رد ایدئولوژی فروید مبنی بر نقش سائق های جنسی در سازمان روانی فرد و تأکید بر نقش همدلی مراقبان اولیه با کودک در شکل گیری شخصیت سالم، جایگاه ویژه ای بین نظریه های روانکاوی دارد. در یادداشت خود از نظر کوهوت به بررسی تحول خود از دیدگاه کوهوت پرداخته شده است. در ادامه سایر مفاهیم این نظریه را عنوان می کنیم.

مفاهیم اصلی نظریه کوهوت

موضوعی یا ابژه خود (Self-objects)

در نظریه کوهوت موضوع خود، پیوندی است که بین کودک و والد یا مراقبین اولیه ایجاد می شود؛ این ترکیب شامل کودک و افرادیست که به کودک توانایی حفظ ساختار و استحکام خود (self) را می دهند و باعث می شوند کودک احساس پیوستگی و ثبات کند. این افراد را موضوع خود کودک می نامند زیرا طبق گفته کوهوت، کودک خود و افرادی که موضوعش هستند را دو فرد جدا نمی داند بلکه آنها را در خود (self) ادغام کرده و بخشی از خود (self) می داند. افرادی که موضوع خود کودک هستند نقش هایی در سازمان روانی کودک ایفا می کنند که بعدها در طول رشد، کودک انجام این فعالیت ها را به عهده خواهد گرفت. در مدل کوهوت اگر نیازهای موضوع یا ابژه خود کودک از طریق همدلی آنها با کودک برآورده نشود، وقفه رشدی ایجاد و منجر به شکل گیری خودشیفتگی آسیب شناختی می شود.

نیازهای اساسی موضوع خود

  • نیاز موضوع خود آینه ای: تجربه موضوع خود آینه ای سالم از طرف کودک مانند نور چشم والدین بودن و دریافت تأیید و تحسین از طرف آنها گویی که کودک خود را در آینه ی والدین می بیند است که باعث تسهیل عزت نفس و بلندپروازی کودک شده و توانایی کودک در ابراز خود دربزرگسالی را به دنبال دارد.
  • نیاز موضوع خود آرمانی: نیازهای موضوع خود آرمانی زمانی خود را نشان می دهند که کودک نیاز به منبع دلبستگی ایمن داشته که بتواند به او اعتماد و تکیه کند. در این نیاز کودک موضوع خود را همه کار توان دیده و او را آرمانی می داند. در صورت برآورده شدن این نیاز از طرف موضوع خود، باعث ارتقا خود آرام بخشی و تنظیم هیجان کودک می شود.
  • نیازموضوع خود همانندی: نظریه کوهوت نشان می دهد که انسانها نیاز دارند که احساس شباهت و همانندی به دیگران در آنها ارضا شود. ما می بینیم چطور کودکان سعی دارند شبیه والدینشان باشند و رفتارهای آنها را تقلید می کنند. ارضای این نیاز در کودک، حس ارتباط با دیگران، صمیمیت و تعلق را به دنبال دارد.
 در نظریه کوهوت نیازهای موضوع خود اگر در کودک به درستی ارضا نشود به سلف او آسیب می رساند.

خودشیفتگی سالم در نظریه کوهوت

کوهوت خود(self) را “مرکز جهان روانشناختی” می داند؛ تئوری او براین باور است که ما درزندگی در تلاشیم تا عزت نفسمان را از طریق موضوع خود، ساخته و حفظ کنیم. او در نظریه روانشناسی خود عنوان می کند که خودشیفتگی بخشی طبیعی در رشد کودک است. کودکان در خیال پردازی ها، خود را ابرقهرمان و والدینشان را نیز همه کار توان می دانند. کوهوت معتقد است چنین خیال پردازی هایی نباید سرکوب شود؛ او براین باور است که کودکان به تدریج در طول رشد با والدگری مناسب متوجه خواهند شد که درکشان از خود و والدین غیر واقع بینانه است. منظور از والدگری مناسب حمایت تمام و کمال و فراهم آوردن آنی تمام نیازهای کودک نیست بلکه کوهوت عقیده دارد مقدار بهینه ای از محرومیت و ناکامی در تأمین نیازها از سمت موضوع خود کودک، برای حس خود (Self) و درجه ای از خودشیفتگی سالم کودک ضروریست.

در نظریه کوهوت نشان داده می شود که والدین نباید تمام نیازهای موضوع خود کودک را برآورده کنند. این ناکامی بهینه در تأمین نیازهای کودک برای تغییر اندیشه های متوهمانه و بزرگ بینانه ذاتی کودک ضروریست و به کودک کمک می کند تا عزت نفس خود را حفظ و به مکانیزم دورنی خود آرام بخشی دست یابد. زمانی که کودک می آموزد که از چنین مکانیزمی استفاده کند، دیگر برای تنظیم و حفظ عزت نفسش به موضوع خود وابسته نیست.

در یادداشت بخش دوم نظریه کوهوت به ادامه این مفاهیم می پردازیم.

منابع جهت مطاله بیشتر