نظریه راجرز مثل نظریه مزلو بر رویکرد انسان گرایی استوار است. این نظریه به درمان غیرمستقیم، درمان بی رهنمود، درمان متمرکز بر مراجع یا مراجع محور و درمان متمرکز بر شخص یا شخص محور شهرت دارد.

در این رویکرد به جای اینکه شخصیت فرد را حاصل جبرگرایی ژنتیک و گذشته او بدانند به نقش اراده خود فرد در شکل دهی شخصیت او تاکید می کنند. همچنین توجه این رویکرد به زمان حال است. راجرز معتقد است که انسان ذاتا خوب، موجودی فعال، خلاق و درحال تجربه آموزی است.

درواقع نظریه راجرز از این جهت جذاب است که برخلاف رویکردهای دیگری مثل نظریه فروید و نظریه یونگ که بیشتر به مشکلات روانشناختی افراد توجه می کنند به توان بالقوه آن ها برای خودشکوفایی و رشد شخصیت آن ها توجه می کند.

اگر کنجکاوید بدانید که یک نظریه چگونه به جنبه های مثبت شخصیت انسان توجه دارد نوشته حاضر درمورد نظریه راجرز را تا پایان مطالعه نمایید.

میدان پدیدارشناختی یا جهان تجربی فرد در نظریه راجرز

راجرز معتقد است که واقعیت برای هر شخص کاملا به ذهنیت او بستگی دارد. بنابراین تجارب هر فرد که از تعامل او با محیط شکل گرفته است فقط توسط خود آن شخص قابل درک است و با ادراک افراد دیگر از آن متفاوت است. درنتیجه برای شناخت شخصیت افراد تنها می توان از برداشت آن ها از واقعیت  و نه از شواهد موجود یا گزارش سایر افراد درمورد آن ها استفاده کرد.

اهمیت خود در نظریه راجرز

وقتی تجارب فرد گسترده تر می شود بخشی از آن تجارب که مربوط به خود فرد است  از سایر تجارب او در جهان تجربی یا میدان پدیدارشناختی او جدا می شوند و مفهوم خود یا خودپنداره او را تشکیل می دهند. خود همان قسمتی است  که فرد از خودش و اعمال و افکارش آگاه می شود. مثلا می گوید او پدر من است. من به او نگاه می کنم و… به عبارتی خودپنداره به تصوراتی که فرد درمورد خودش دارد و خود و دنیای اطرافش را می بیند اشاره دارد. مفهوم خود در مرکز تجارب یا میدان تجربی فرد قرار دارد و شامل دو بخش مجزا می شود.

خود واقعی در برابر خودآرمانی

خودواقعی به آنچه که فرد واقعا هست اشاره دارد. درحالی که خودآرمانی به آنچه که فرد دوست دارد یا آرزو دارد که باشد اشاره دارد. سالم بودن فرد به همخوانی و هماهنگی بین این دو خود بستگی دارد. یعنی آرزوهای فرد نباید با توانایی های بالقوه فرد در تضاد باشند.

نظریه راجرز
یک بخش از میدان پدیداری یا دنیای تجارب هر فرد شامل ادراک او از اشیاء ، افراد و رویدادهای بیرونی است و بخش دیگر آن مربوط به ادراک فرد از خودش یا همان خودپنداره اوست.

چگونگی شکل گیری مشکل بر اساس نظریه راجرز

وقتی که خودپنداره یا تصور فرد از خود با واقعیت هماهنگ نباشد فرد دچار ناسازگاری یا اختلال روانی می شود. مثلا ممکن است پسر جوانی خود را یک ورزشکار قوی تصور کند. درحالی که واقعیت نشان می دهد که او برای قوی شدن نیاز به تمرین زیادی دارد. درواقع او این واقعیت که در ورزش قوی نیست را تهدیدکننده دانسته و انکار کرده و تصور مقابل آن یعنی قوی بودن را با آن جایگزین نموده است تا برایش پذیرفتنی شود. اما زمانی که این فرد با واقعیت قوی نبودن خود روبرو می شود دچار اضطراب و تضعیف عزت نفس می گردد.

 مفهوم خودشکوفایی در نظریه راجرز

گرایش به شکوفایی یا خودشکوفایی یکی از مفاهیم مهم در نظریه راجرز است که به رفتارهای فرد جهت می دهد. راجرز خودشکوفایی را یک نیاز بنیادی در انسان می داند که باعث رشد جسمی و روانشناختی انسان ها می گردد. گرایش خودشکوفایی سبب می گردد که فرد تلاش کند تا تمام استعدادهای خود را شناسایی کند، پرورش دهد و شکوفا کند.  گرچه ماندن در وضعیت قبلی برای انسان ها راحت تر است اما همین گرایش ذاتی برای خودشکوفایی باعث می شود که افراد تلاش کنند وحتی کشکمکش و درد را تحمل کنند تا بتوانند به بالاترین حد انسانی خود برسند.

فرایندارزش گذاری وجودی یا فرایند ارزش گذاری ارگانیسمی

در نظریه راجرز اعتقاد بر این است که انسان ها تجارب زندگی خود را بر حسب اینکه چقدر به تحقق خودشکوفایی آن ها کمک می کند ارزیابی می کنند. هرتجربه ای که فرد را در مسیر خودشکوفایی کمک کند مفید و ارزشمند و مثبت تلقی می شود و فرد تمایل دارد آن را تکرار کند. در مقابل، هرتجربه ای که مانع رسیدن فرد به خودشکوفایی گردد، منفی و بی ارزش شناخته می شود و فرد از تکرار آن اجتناب می نماید.

ویژگی های انسان دارای کارکرد کامل

  1. گشودگی به تجربه دارند. یعنی همه تجارب و احساسات مثبت و منفی خود را به عنوان بخشی از شخصیت خود می پذیرند و سعی در تحریف و انکار آن ها ندارند.
  2. در زمان حال غرق می شوند و هرتجربه ای را جدید و تازه برداشت می کنند.
  3. قضاوت های دیگران نمی تواند مانع تصمیم گیری صحیح توسط این افراد گردد. درواقع آن ها اطلاعات دیگران را دریافت و ارزیابی می کنند. اما نهایتا براساس ارزیابی های خود از تجاربشان تصمیم گیری می کنند و به احساس خود اعتماد دارند.
  4. احساس آزادی در شکل دهی زندگی خود دارند و خود را محدود به محیط یا زندگی گذشته خود نمی دانند.
  5. خلاقیت بالایی دارند و در روبرویی با موقعیت های جدید، انعطاف پذیرند.
  6.  شکوفا کننده اند و نه شکوفا شده. یعنی آن ها برای رسیدن به تمام استعدادهای خود، تلاش می کنند و منتظر شرایط بیرونی نمی مانند.

۳ مفهوم کلیدی در درمان مراجع محور راجرز

توجه مثبت نامشروط

اگر والدین در کودکی فرزند خود را با همه ویژگی های او بپذیرند و همان طور که هست به او عشق بورزند و توجه کنند قادر خواهد بود که نقاط منفی و مثبت خود را بپذیرد و شخصیت او رشد می کند. اما اگر عشق و توجه والدین به کودکشان فقط در شرایط خاصی باشد مثلا فقط وقتی او موفق است به او توجه و علاقه نشان دهند، مانع رشد شخصیت او می شوند. چرا که کودک از آن پس برای دریافت توجه والدین، ناتوانی های خود را انکار یا تحریف می کند. بنابراین از واقعیت دور می شود و نمی تواند در جهت رفع آن ها اقدام نماید.

در نظریه راجرز اعتقاد بر این است که مراجع را باید همان طور که هست یعنی بدون قید و شرط  و به عنوان یک انسان پذیرفت تا بتواند احساسات خود مثل ترس، عصبانیت، گیجی و … را در جلسه نشان دهد. این باعث می شود که فرد بتواند تحریف ها و انکارها را پس بزند، نقاط منفی شخصیت خود را ببیند و با واقعیت روبرو شود.

همدلی

با توجه به اینکه در نظریه راجرز اعتقاد بر این است که تجارب هرفرد به نحوه نگاه و درک خود فرد از آن ها بستگی دارد. بنابراین در درمان تلاش می شود که تجارب مراجع از دید خود مراجع در نظر گرفته شود.یعنی درمانگر سعی می کند که به دقت به صحبت های مراجع گوش دهد و احساسات بیان شده توسط مراجع را بیان نماید تا به مراجع نشان دهد که به او توجه می کند. همچنین با این روش درمانگر می تواند این موضوع را آزمایش کند که آیا محتوای صحبت های مراجع و احساسات وی را به درستی درک کرده است یا خیر.

نظریه راجرز
همدلی به این معناست که دنیای درونی مراجع را از زاویه دید خودش ببینیم و درک کنیم نه از زاویه دید خودمان.

خلوص

درمانگر باید خود را آن طور که واقعا هست نشان دهد. او نباید سعی در بهتر جلوه دادن خود داشته باشد. درواقع باید بین حرف و عمل او هماهنگی باشد. حتی درمواقعی که کمک کننده است بهتر است که درمانگر خودافشایی داشته باشد. یعنی درمورد مساله ای که برای خودش اتفاق افتاده و با مساله مراجع مشابه است صحبت کند.

پژوهش ها درمورد اثربخشی درمان مراجع محور راجرز

بعضی پژوهش ها ۳ مفهوم  نظریه راجرز را کاملا مفید می دانند. اما پژوهش های دیگر این مفاهیم را به تنهایی برای تغییردرمراجع، کافی نمی دانند.

یک بررسی درمورد اثربخشی درمان مراجع محور راجرز نشان داد که این رویکرد برای افرادی با مشکلات رایج مثل اضطراب و افسردگی مفید است و حتی ممکن است برای نشانه های متوسط و شدیدتر نیز مفید باشد.

انتقاد به نظریه راجرز

  • مثل نظریه مزلو به نظریه راجرز هم به دلیل کمبود شواهد تجربی در پژوهش ها انتقاد شده.
  • تاکید بیش از حد او بر تجارب ذهنی افراد که نمی توان آن را کاملا توضیح داد و ممکن است توسط افراد مورد تحریف قرار گیرند.
  • در نظریه راجرز اینکه آیا خودشکوفایی یک استعداد فیزیولوژیک یا روانشناختی است؟ و اینکه آیا برخی افراد با احتمال بیشتری احتمال تجربه آن را دارند؟ مشخص نشده.
  • همچنین در نظریه راجرز به بخش ناخودآگاه شخصیت توجه نشده است.

منابعی برای مطالعه بیشتر

  1. کتاب نظریه های شخصیت شولتز و شولتز ترجمه یحیی سید محمدی
  2. the effectiveness of client center therapy