در نوشته شخصیت وابسته ویژگی ها، علل و درمان این اختلال به صورت کلی توصیف شد. در این نوشته به توضیح رفتار وابسته ها در رابطه با دیگران و تاثیرشان بر آن ها پرداخته شده است. همان طور که در بحث شخصیت وابسته گفته شد افراد وابسته به مراقبت شدن توسط دیگران نیازمندند و به علایق افرادی که به آن ها وابسته اند توجه زیادی می کنند. بنابراین اگر وابستگی افراد از کودکی تا سال های بزرگسالی ادامه یابد می تواند انتخاب های آن ها را تحت تاثیر قرار دهد و تاثیر مخربی بر ارتباط آن ها با دوستان، اعضای خانواده و همکارانشان بگذارد.

ریشه وابستگی در روابط خانوادگی اولیه در سال های کودکی

روابط وابسته ها در بزرگسالی تحت تاثیر روابط اولیه آن ها در دوران کودکی قرار دارد. به صورت کلی، دو حالت می تواند منجر به وابستگی کودک شود. اولین حالت زمانی است که والدین یا مراقبان، سخت گیر و کنترل کننده هستند. چنین والدینی خودشان برای فرزندانشان تصمیم می گیرند و حتی در تصمیمات شخصی فرزندشان، از خودش نظر نمی پرسند و رفتار سلطه گرانه و گاهی پرخاشگرانه دارند. حالت دوم زمانی است که والدین یا مراقبان بیش از حد حمایت کننده و مراقبت کننده هستند، دلسوزی افراطی نشان می دهند و سعی می کنند همه وظایف و مسئولیت های فرزندشان را خودشان انجام دهند. نتیجه هردو حالت ذکرشده، وابسته شدن فرزندان است. این الگوی وابستگی می تواند در رابطه با افراد دیگر نیزتکرار شود.

سلاح وابسته ها در رابطه با دیگران

گرچه افراد وابسته در ظاهر، انفعال، گوشه گیری و سلطه پذیری را نشان می دهند اما واقعیت چیز دیگری است. چرا که آن ها دنیا را ناامن می دانند و احساس درماندگی شان از بودن در این دنیای ناامن را مثل یک سلاح به کار می برند و همه از جمله همسر یا شریک عاطفی خود، دوستان، والدین، خواهر و برادرها و فرزندان را طوری تحت کنترل خود درمی آورند تا بی قید و شرط مراقبشان باشند.

علت استفاده افراد وابسته از این سلاح

این نوع از کنترل کنندگی وابسته ها در رابطه به دلیل ترس آن ها از تنها ماندن و ناتوانی در انجام مسئولیت ها و تصمیم گیری ها رخ می دهد نه از روی بدخواهی و به نیت سوء استفاده از دیگران. اما به هر حال و صرف نظر از قصدشان، این الگوی رفتاری آن ها برای اطرافیانشان، آزاردهنده و ناسالم است.

فقدان لذت وابسته ها در رابطه

سازگاری به ظاهر نرمال وابسته ها در رابطه باعث می شود که آن ها بتوانند ازدواج کنند، بچه دار شوند و خیلی از مسئولیت ها را به عهده بگیرند. اما احساس درماندگی و فقدان اعتماد به نفس آن ها به طور اجتناب ناپذیری موانعی را برای لذت بردن آن ها از زندگی خانوادگی سالم، ایجاد می کند. وابسته ها در رابطه به گونه ای عمل می کنند که اعضای خانواده در چرخه خواسته های آن ها گیر می افتند. به این دلیل که چسبندگی به خانواده را تنها راهی می دانند که می تواند باعث احساس امنیت و محافظت بیشتری در آن ها شود.

مثلا آن ها حتی برای تصمیمات ساده ای مثل انتخاب لباس، انتخاب غذا، خرید وسایل شخصی و … نیز نظر اطرافیانشان را می پرسند. این رفتار در انتخاب های پیچیده تر و مهم تری مثل انتخاب رشته تحصیلی، شغل، ازدواج و … نیز کاملا مشهود است و می تواند باعث رنجش و خستگی اطرافیانشان شود.

رابطه وابسته ها با همسر یا شریک عاطفی

سوء استفاده از همسر

شاید وابستگی این افراد در ابتدا برای شریک عاطفی یا همسرشان بسیار لذت بخش باشد اما رابطه وابسته ها خیلی زود برای طرف مقابلشان، خسته کننده می شود. چرا که آن ها مدام از همسر خود انتظار دارند که آن ها را مورد محبت و حمایت قرار دهد و برای کسب محبت و حمایت آن ها، سیری ناپذیر هستند. همچنین مسئولیت یکسانی را در زندگی مشترک خود به عهده نمی گیرند و امورات و تصمیمات مختلف مثل خرید یا تعویض وسایل منزل، خریدهای شخصی، گذراندن اوقات فراغت و … را فقط با همسر خود، امکان پذیر می دانند و فکر می کنند که بدون وجود او از پس هیچ کاری برنمی آیند.  

رابطه وابسته ها
شاید وابستگی در ابتدا برای طرفین رابطه لذت بخش باشد اما به مرور، چنین رابطه ای خسته کننده و غیرقابل تحمل می شود. اما باید دقت داشت که دلبستگی که لازمه هر رابطه عاطفی است با وابستگی، اشتباه گرفته نشود.

درصورتی که در هر رابطه دونفره نزدیکی، هردو شخص انتظار دارند که هم قدرت و هم مسئولیت به طور مساوی بین آن ها تقسیم شود، در رابطه وابسته ها چنین چیزی اتفاق نمی افتد. وقتی که فشار و بار مسئولیت ها بر دوش یک نفر باشد وی فکر می کند که مورد سوء استفاده قرار گرفته و به اصطلاح از پا درآمده است. نتیجه چنین شرایطی برای فرد مقابل شخصیت وابسته، احساس خشم یا عجز است.

مورد سوء استفاده قرار گرفتن وابسته ها در رابطه

روی دیگر رابطه وابسته ها این است که آن ها برای حفظ رابطه خود با همسر یا شریک عاطفیشان ممکن است تن به هر کاری بدهند. مثلا وظایف سنگین و طاقت فرسایی را انجام دهند، آزار جسمی، روانی یا جنسی او را بپذیرند و حتی راضی شوند با فردی که از نظر سلامت روانی و رفتاری مشکلات شدیدی دارد، رابطه خود را ادامه دهند. بنابراین ممکن است طرف مقابل، متوجه وابستگی و نیاز آن ها به حفظ رابطه شود و از این افراد، سوء استفاده نماید. چرا که می دانند هرکاری از او بخواهند حتما انجام خواهد داد.

بخشی از مکالمه روانشناس و شخصیت وابسته

-آیا با هم زیاد حرف می زنید؟

+با ناراحتی در جای خود، جابجا می شود و می گوید تیپ شخصیتی او طوریه که خیلی ساکت و آرومه

-چی می شه که از نظر مالی اونو تامین می کنی؟

+خب اون داره درس می خونه. تو هفت سال گذشته، سه بار تغییر رشته داده

-تا کی می خوای بهش کمک کنی؟

+تا هروقت که باشه. من عاشقشم

-تو گفتی که اون گاهی اوقات از نظر کلامی یا جسمی، اذیتت می کنه. چی می شه که بازم باهاش می مونی؟

+خب اون خوبی های خودشو هم داره. اون آدم خاصیه و نیازهای خاصی هم داره. می خوام یاد بگیرم که چطور اونو تو چنگ خودم نگه دارم.

شکست وابسته ها در رابطه با همسر

بعضی از افراد وابسته در حفظ خانواده ای که تشکیل داده اند شکست می خورند. چرا که وابستگی و نیازمندی دایمی آن ها باعث دور شدن همسر از آن ها می شود. در چنین وضعیتی آن ها همچنان برای تصمیم گیری و مدیریت زندگیشان به والدین یا خواهربرادرشان وابسته می مانند. یعنی به جای فردی که از دست داده اند فرد دیگری را جایگزین می نمایند تا در رفع نیازهایشان به آن ها کمک کند.  والدین باید آن ها را از جهات مختلف مثل عاطفی، مالی و عقلانی حمایت کنند. همین موضوع مجددا باعث افزایش ناامیدی و رنجش در افراد وابسته می شود و احساس شرم و خجالت را در آن ها عمیق تر می کند. همچنین می تواند احتمال تلاش آن ها برای ارتقای اعتماد به نفس خود را کاهش دهد.

رابطه وابسته ها با فرزند

وابسته ها در رابطه با فرزندان خود نیز الگوی وابستگی را حفظ می کنند. این موضوع می تواند روی فرزند پروری و شکل گیری رفتار فرزندانشان اثرگذار باشد. چرا که بچه ها در هر سنی که باشند به راهنمایی و حمایت والدین خود نیاز دارند. اما والدینی که خودشان وابسته اند، قدرت و مسئولیت پذیریشان مختل است. بنابراین به جای اینکه فرزندانشان به آن ها تکیه کنند، آن ها به فرزندان خود متکی می شوند. این جابجایی در نقش ها مانع رشد طبیعی بچه ها برای مدیریت مسئولیت ها و وظایف خود می شود. چنین چیزی می تواند به طور نامحسوسی باعث غفلت و نادیده گیری فرزندان شود.

جمع بندی روابط وابسته ها

ریشه رابطه وابسته ها با دیگران را می توان در روابط اولیه کودک با مراقبانش ردیابی کرد. الگوی وابستگی شکل گرفته در کودکی در رابطه با سایر افراد نیز ادامه می یابد. چنین فردی به دلیل احساس ناامنی و درماندگی به یکی از اطرافیانش از جمله والدین، خواهربرادرها، همسر، فرزندان، دوستان، همکاران و … وابسته می شود و وظایف خود را به دوش او می اندازد و گاهی هم خودش مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

به محض اینکه رابطه اش با آن فرد، خاتمه پیدا کند به شخص دیگری چسبندگی پیدا می کند. به هرحال روابط وابسته ها هم برای خودشان و هم برای فرد مقابل، دردسرساز است. بنابراین گاهی فرد مقابل به اشتباه فکر می کند که می تواند طی رابطه، وابستگی چنین فردی را تغییر دهد. درحالی که چنین نیست و تغییر تنها از طریق مراجعه این فرد به روانشناسی متخصص در این زمینه، اتفاق می افتد. البته باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که هرنوع محبت، دلبستگی و  توجهی از طرف اطرافیانمان نباید وابستگی، تلقی شود.

برای مطالعه تفاوت وابستگی و دلبستگی، متن شخصیت وابسته را بخوانید.

منابعی برای مطالعه بیشتر

  1. how dependent personalities affect their families
  2. a case study of a dependent patient