شخصیت شناسی موری، شامل رویکرد هنری موری در مورد شخصیت است که نیروهای هشیار و ناهشیار؛ تاثیر گذشته، حال و آینده؛ و تاثیر عوامل فیزیولوژیکی و جامعه شناختی را در بر می گیرد. موری با تشخیص تاثیر تجربیات کودکی بر رفتار بزرگسالی و دیدگاه های خود درباره ی نهاد، خود و فراخود تحت تاثیر روانکاوی فروید سیستم شخصیت شناسی موری را ابداع کرد. با اینکه تاثیر فروید واضح بوده است اما موری برداشتهای منحصر به فردی داشت که می توان او را به جای فرویدین در طبقه ی نوفرویدی ها طبقه بندی کرد.

اصول شخصیت شناسی موری (personology)

اولین اصل شخصیت شناسی موری

اصل اول در شخصیت شناسی موری این است که شخصیت در مغز ریشه دارد. فیزیولوژی مغز انسان، تمام جنبه های شخصیت را هدایت و کنترل می کند. نمونه ساده این است که برخی داروها عملکرد مغز و در نتیجه شخصیت را تغییر می دهند. هر چیزی که شخصیت به آن وابسته است، مثل احساس، خاطرات، عقاید، نگرشها، ترسها و ارزشهای هشیار و ناهشیار در مغز وجود دارد.

اصل دوم شخصیت شناسی موری

این اصل مربوط به کاهش تنش است. موری با فروید هم عقیده است که افراد برای کاستن از تنش فیزیولوژیکی و روانشناختی تلاش می کنند ولی این به معنی آن نیست که ما برای حالت بدون تنش فعالیت می کنیم. در واقع حالت بدون تنش ارضا کننده نیست بلکه فرایند عمل کردن برای کاستن از تنش ارضا کننده است. موری معتقد بود که وجود بدون تنش به خودی خود منبع پریشانی است. ما نیاز به تحرک و فعالیت داریم و همه ی اینها تنش را افزایش می دهند نه کاهش. ما تنش را به وجود می آوریم تا با کاهش دادن آن احساس رضایت کنیم.

اصول سوم، چهارم و پنجم شخصیت شناسی موری

اصل سوم این است که شخصیت فرد در طول زمان به رشد خود ادامه می دهد و از تمام رویدادهایی که در طول زندگی فرد اتفاق می افتند ساخته می شود. بنابراین بررسی گذشته مهم است.

اصل چهارم بیان می کند که شخصیت تغییر و پیشرفت می کند و ثابت یا راکد نیست. اصل پنج بیان می کند که افراد بی همتا هستند و در عین حال شباهتهایی بین تمام افراد نیز واقف است. از نظر موری هر فردی شبیه هیچ کسی نیست، شبیه برخی افراد است و شبیه هر فرد دیگری است.

تقسیم بندی شخصیت: نهاد، فراخود و خود

در سیستم شخصیت شناسی موری، شخصیت  براساس خود، فراخود و نهاد فروید تقسیم بندی می شود اما برداشتهای موری با برداشت فروید در این مورد متفاوت است.

نهاد

موری مانند فروید عقیده داشت نهاد مخزن تمام گرایشهای تکانشی فطری است  و نهاد برای رفتار انرژی و جهت تامین می کند و با انگیزش ارتباط دارد. فروید نهاد را تکانه های ابتدایی و غیر اخلاقی می دانست اما در سیستم شخصیت شناسی موری نهاد تکانه های فطری جامعه پسند و مطلوب را در بر دارد. نهاد گرایشهای همدلی، تقلید و همانندسازی، انواع عشق غیر از عشق شهوانی و گرایش به تسلط یافتن بر محیط را شامل می شود.

در این قسمت از شخصیت شناسی موری، تاثیر نظریه کهن الگوی یونگ را میبینیم که هم جنبه ی خوب و هم جنبه ی بد را در نظر می گیرد.

 فراخود

در شخصیت شناسی موری فراخود شامل درونی کردن ارزشها و هنجارهای فرهنگ است که به وسیله ی آن رفتار خود و دیگران را ارزیابی و درباره ی آن قضاوت می کنیم. محتوای فراخود توسط والدین و سایر صاحبان قدرت بر فرزندان تحمیل می شود. به علاوه گروه همسال و اساطیر فرهنگ نیز می توانند فراخود را شکل دهند. برخلاف فروید، موری معتقد بود فراخود تنها در پنج سالگی شکل نمی گیرد بلکه در طول زندگی به رشد خود ادامه می دهد و پیچیدگی و ظرافت تجربیات ما را منعکس می سازد.

به علاوه برخلاف فروید، فراخود در تعارض و جنگ دایمی با نهاد نیست چون موری معتقد است نهاد علاوه بر نیروهای بد، نیروهای خوب نیز دارد بنابراین فراخود نیازی به جنگ با نیروهای خوب و جامعه پسند ندارد.

خود

در شخصیت شناسی موری، خود حاکم منطقی شخصیت است و سعی می کند تکانه های غیر قابل قبول نهاد را تعدیل کند یا به تعویق بیاندازد. موری معتقد بود خود از آنچه فروید معتقد بود فعالتر است و صرفا به نهاد خدمت نمی کند بلکه آگاهانه برای روند رفتار برنامه ریزی می کند. همچنین با سازمان دادن به ابراز تکانه های پذیرفتنی نهاد و هدایت آنها، لذت به وجود می آورد.

در شخصیت شناسی موری، امکان ایجاد تعارض بین فراخود و نهاد وجود دارد. یک خود نیرومند می تواند به نحو موثری بین این دو میانجگری کند ولی خود ضعیف، شخصیت را به میدان نبرد تبدیل می کند. اما موری برخلاف فروید معتقد نبود که این تعارض اجتناب ناپذیر است.

نیازها: برانگیزاننده های رفتار

نیاز عبارت است از نیروی زیست- شیمیایی در مغز که توانایی های عقلانی و ادراکی را سازمان می دهد. نیازها سطحی از تنش را به وجود می آورند که ارگانیزم سعی می کند با ارضا کردن آنها، آن را کاهش دهد. نیازها رفتار را نیرومند و هدایت می کند. موری فهرستی از ۲۰ نیاز را تدوین کرد. همه افراد از همه ی نیازها برخوردار نیستند. افراد ممکن است تمام نیازها را تجربه کنند یا ممکن است برخی را هیچگاه تجربه نکنند.

مراحل و عقده های کودکی در شخصیت شناسی موری

موری با اقتباس از فروید، کودکی را به پنج مرحله تقسیم کرد. هر مرحله به صورت عقده ناهشیار بر شخصیت اثر می­ گذارد که رشد بعدی را هدایت می کند و ضرورتهای جامعه الزاما به هر مرحله خاتمه می دهد.

مراحل رشد

مرحله فضای بسته

جنین در رحم دنیای امن و آرامی را تجربه می کند. عقده ی فضای بسته به صورت میل بودن در مکانهای کوچک، گرم و تاریک امن تجربه می شود. افراد با این ویژگی افرادی وابسته و منفعل هستند و تمایل به انجام رفتارهای امن و آشنای گذشته دارند.

مرحله دهانی

این مرحله شخصیت شناسی شامل لذت شهوانی از مکیدن شیر هنگام در آغوش بودن است. عقده ی مساعدت دهانی ترکیبی از گرایشات منفعلانه، فعالیتهای دهانی، نیاز به حمایت و محافظت شدن مشخص می شود. جلوه های رفتاری این عقده عبارت است از مکیدن، بوسیدن، خوردن و تشنه همدلی، حفاظت و عشق بودن. عقده پرخاشگری دهانی رفتارهای دهانی و پرخاشگرانه از جمله گاز گرفتن، فریاد زدن و کنایه زنی است. عقده ی طرد دهانی شامل استفراغ، کم خوردن، ترسیدن از آلودگی دهان مثل بوسیدن، میل به انزوا و اجتناب از وابستگی به دیگران.

مرحله ی مقعدی

 لذت ناشی از عمل دفع است. در عقده ی طرد مقعدی پرخاشگری اغلب بخشی از این عقده است و در ترکاندن مواد منفجره و شلیک با تفنگ و پرت کردن چیزهاست و ممکت است کثیف و نامرتب باشند. . عقده نگهداری مقعدی شامل انباشته کردن، ذخیره کردن، تمیزی و نظم و ترتیب است.

مرحله میزراهی

این مرحله منحصر به سیستم شخصیت شناسی موری است و لذت ناشی از ادرار کردن است. عقده میزراهی یا عقده ایکاروس با بلندپروازی شدید، عزت نفس تحریف شده، خودنمایی، شب ادراری، هوسهای جنسی و خودشیفتگی ارتباط دارد.

مرحله تناسلی یا اختگی

این مرحله شخصیت شناسی موری شامل لذتهای تناسلی است. موری مخالف فروید بود که ترس از اختگی مایه اضطراب در مردان بزرگسال است. او عقیده داشت این ترس از استمنای کودک و تنبیه والدین که ممکن است همراه آن باشد، ناشی می شود.  

منابع برای مطالعه بیشتر