به احتمال زیاد حیوان هایی را دیده اید که به حرف صاحبشان گوش می دهند و انگار که آن را متوجه می شوند. یا در باغ وحش دیده اید که حیوان به کمک مربی خود چه حرکات خارق العاده ای انجام می دهد. این موارد با استفاده از اصول شرطی سازی امکان پذیر است. وقتی سگ صدای پای صاحبش یا صدای ظرف غذا را می شنود واکنش از خود نشان می دهد. در واقع حیوان یاد گرفته است که این حالت ها را نشانه دریافت غذا بداند. شرطی سازی به دو صورت شرطی سازی کلاسیک و شرطی سازی کنشگر انجام می گیرد. شرطی سازی کنشگر را اولین بار در نظریه اسکینر می بینیم و شرطی سازی کلاسیک را در کارهای پاولف.

در ادامه به این مفاهیم و این که کاربرد آن ها در زندگی ما چیست، خواهیم پرداخت.

شرطی سازی کلاسیک

شرطی سازی کلاسیک را دانشمد روس، ایوان پاولف مطرح کرده و توضیح داد. در زمان غذا خوردن، ابتدا حیوان وقتی غذا را می بیند، بزاق دهان ترشح می کند. حال اگر شما همزمان با دادن غذا، نوری روشن کنید یا زنگی را به صدا در آورید، حیوان پس از مدتی با دیدن نور یا شنیدن صدای زنگ نیز بزاق دهان ترشح می کند. غذا در این جا به عنوان عامل تقویتی عمل کرده و باعث می شود پاسخ به موارد دیگر نیز گسترش یابد.

به همین صورت وقتی اتفاقی می افتد که بار هیجانی زیادی برای ما دارد، ممکن است آن هیجان را به چیزهایی که در آن زمان حضور دارند نیز منتقل شود. در آینده با دیدن آن چیزها که محرک نامیده می شود، ممکن است آن پاسخ هیجانی را نشان دهیم.

شرطی سازی کنشگر و نظریه اسکینر

شرطی سازی کنشگر را اسکینر مطرح کرده و گسترش داد. او عنوان کرد موجودات عناصر منفعل نیستند و بر محیط خود اثر می گذارند. اسکینر برای آزمایش خود جعبه ای طراحی کرد تا این موضوع را نشان دهد. در این جعبه هر زمان حیوان اهرمی را فشار می داد، مقداری غذا به درون ظرف ریخته می شد. به تدریج حیوان یاد گرفت که با فشردن اهرم غذا پدیدار می شود.یعنی حیوان با انجام یک رفتار در محیط، پاداش می گیرد و در نتیجه رفتارش تقویت می شود.

وی نام این رفتار را رفتار کنشگر گذاشت به این معنی که فرد به صورت خودانگیخته آن را انجام می دهد. سگ هایی که برای یافتن مواد مخدر یا برای امداد و نجات استفاده می شوند، به همین طریق آموزش دیده اند. در واقع غذا پاداشی بود که برای عمل خود انجام می داد. اما این حالت در شخصیت و زندگی افراد چه کاربردی دارد؟

نظریه اسکینر
جعبه اسکینر

نظریه اسکینر درباره شخصیت

اسکینر مانند دیگر نظریه پردازان نبود و برای عوامل درونی اهمیتی قائل نبود. او عقیده داشت تمام رفتار انسان ها را می توان بر اساس شرطی سازی کنشگر توضیح داد. او معتقد بود انگیزه ها و سائق ها و موارد دیگر را چون نمی توان دید، فایده ای برای علم ندارند. به همین دلیل مانند دیگر نظریه پردازان، ساختاری برای شخصیت ارائه نکرد. سعی او در توضیح کل رفتارها بود.

باور اسکینر این بود که با تقویت و پاداش می توان انسان و حیوان را طوری تربیت کرد که هر کاری انجام دهد. این تقویت در مورد حیوان عذا است. اما در مورد انسان، لبخند، نگاه تأییدآمیز، پول، نمره و… می توانند عوامل تقویت کننده باشند. نظریه اسکینر می گوید کسی که تقویت کننده ها را در اختیار دارد، رفتار افراد را تحت کنترل دارد. نظر اسکینر این بود که ماهیت و فراوانی رفتار کنشگر، به وسیله تقویتی که به دنبال رفتار روی می دهد تعیین می شود یا تغییر می کند.

تقویت در کودکی

اسکینر می گفت کودک در ابتدا رفتارهای تصادفی و خودانگیخته انجام می دهد. والدین و دیگر نزدیکان به کودک در این بین به برخی از این رفتارها پاداش می دهند. پاداش هایی مانند بغل کردن، غذا، اسباب بازی که باعث می شود رفتار کودک تقویت شود. در واقع این رفتارها یاد گرفته می شوند. با بیشتر شدن سن، رفتارهایی که تقویت شده اند باقی می مانند و رفتارهایی که تأیید نمی شوند، ادامه نمی یابند. رفتارهایی که ادامه نمی یابند به اصطلاح خاموش می شوند زیرا پاداشی دریافت نکرده اند و تقویت نمی شوند.

شرطی سازی کنشگر به همان صورتی رفتار را شکل می دهد که مجسمه ساز توده ای گل رس را شکل می دهد.

– اسکینر

از کودکی به بعد رفتارهایی که تقویت می شوند، نیرومند می شوند و الگوها را در انسان ها شکل می دهند. در نظریه اسکینر ، این الگوها و مجموعه های رفتاری کنشگر، تشکیل دهنده شخصیت هستند. در واقع رفتارهای نامطلوب و ناهنجار را نیز الگوهایی می دانست که به گونه ای تقویت شده اند. این تقویت باعث ماندگاری این الگوها شده است.

در مبحث بعد درباره انواع تقویت، برنامه های مختلف تقویت، چگونگی شکل دادن رفتار و کاربرد شرطی سازی کنشگر در روانشناسی گفتگو کرده ایم.