پل کاستا (Paul Costa) و رابرت مک کری (Robert R Jeff McCrae) یک تیم تحقیقاتی فوق العاده و شگفت انگیز بودند که از زمانی که برای اولین بار در سال ۱۹۷۵ در بوستون یکدیگر را ملاقات کردند با یکدیگر کار کردند. جنبه شگفت آور کارشان این بود که بیش از ۲۵۰ نگارش از آن ها درمورد ویژگی های شخصیتی و مدل پنج عاملی شخصیت به ثبت رسید. درواقع نظریه آنان یکی از انواع نظریه های صفت است. بنابراین این دو نفر، تاثیر عمیقی بر ارزیابی، نظریه و پژوهش شخصیت گذاشتند.

زندگی شخصی و کاری مک کری

مک کری در سال ۱۹۴۹ در ماریویل، میسوری به دنیا آمد. او فرزند سوم خانواده بعد از آندرو مک کری و الویز الاهی مک کری بود. وی با علاقه به علم و ریاضیات، بزرگ شد. او در ابتدا در دانشگاه ایالت متحده میشیگان در رشته فلسفه تحصیل کرد (۱۹۷۱-۱۹۶۷). اما از ماهیت تجربی و قابل آزمایش نبودن فلسفه و بی انتها بودن آن، راضی نبود. بنابراین برای ادامه تحصیلات، رشته اش را به روانشناسی تغییر داد و در دانشگاه بوستون تحصیل کرد (۱۹۷۶-۱۹۷۱).

علاقه مک کری به روانسنجی

مک کری به دلیل علاقه اش به ریاضیات به اندازه گیری شخصیت و روانسنجی ریموند کتل گرایش پیدا کرد. اما در دانشگاه بوستون استاد اصلی او هنری وهیبرگ بود، روانشناسی بالینی که ویژگی های شخصیت جزء علایق جانبی او بود. بنابراین انگیزه مک کری برای ورود به این حوزه بیشتر درونی بود تا بیرونی.

همزمانی با والتر میشل و مخالفت با نظر او

در طول سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، والتر میشل این دیدگاه که شخصیت، ثابت است را رد کرد و به عوامل موقعیتی توجه کرد. در آن دوره عقیده میشل این بود که ویژگی های شخصیتی، خیالی هستند و وجود ندارند. مک کری با پژوهش های خود نشان داد که اینگونه نیست. بلکه صفات، واقعی و پایدار هستند. اما در آن زمان، عقاید مک کری در این مورد، طرفدار چندانی نداشت و حتی بیشتر روانشناسان، نظر میشل را قبول داشتند.

آشنایی مک کری و کاستا

حدود ۴ سال بعد، سرنوشت مک کری تغییر کرد. او برای همکاری با یک روانشناس در حوزه رشد بزرگسالان به نام جیمز فوزارد دعوت شد. فوزارد بود که مک کری را به روانشناس شخصیتی در بوستون به نام پال کاستا، معرفی کرد.

بعد از اینکه مک کری مدرک دکترایش را دریافت کرد، کاستا او را به عنوان مدیر پروژه خودش درمورد اعتیاد و شخصیت، انتخاب کرد. آن ها ۲ سال روی این پروژه با یکدیگر کار کردند تا بالاخره در بخش تحقیقات پیری شناسی موسسه ملی سلامت (NIH) هریک پستی را دریافت کردند. این مساله باعث شد که بخت با آن ها یار شود. چرا که آن جا مکان مناسبی برای بررسی ساختار شخصیت توسط آنان بود. جایی که منجر به تغییر دیدگاه غالب میشل درمورد شخصیت و معرفی دیدگاه پنج عاملی مک کری و کاستا از شخصیت شد.

زندگی شخصی و کاری کاستا

کاستا

کاستا در سال ۱۹۴۲ در فرانکلین، نیوهامشایر به دنیا آمد. بعد از اتمام تحصیلات لیسانس در دانشگاه کلارک (۱۹۶۴)، برای ادامه تحصیلاتش به دانشگاه شیکاگو رفت (۱۹۷۰-۱۹۶۶)؛ جایی که وی رشد انسان را مطالعه نمود. وی مقطع کارشناسی ارشد و دکتری خود در رشد انسان را نیز از همین دانشگاه دریافت نمود. علاقه شدید کاستا به تفاوت های فردی و مطالعه ماهیت شخصیت نیز به دلیل جو اندیشمندانه حاکم بر دانشگاه شیکاگو ایجاد شد.

او قبل از اینکه به موسسه ملی سالخوردگی در بالتیمور  برود ، جایی که او و مک کری در آنجا بودند، به مدت ۲ سال در دانشگاه هاروارد و به مدت ۵ سال در دانشگاه ماساچوست، بوستون (۱۹۷۸-۱۹۷۳) تدریس کرد. او عضو جامعه پیری شناسی آمریکا و انجمن روانشناسی آمریکا و رئیس جامعه بین المللی مطالعه تفاوت های فردی بود.

کاستا با فردی به نام کارول ساندرا کاستا ازدواج کرد و حاصل ازدواج آنان ۳ فرزند به نام های نیا، لورا و نیکولاس بود.

ملاقات با ریموند کتل

ریموند کتل، کاستا را وقتی ملاقات کرد که هنوز دانشجوی کارشناسی ارشد بود. آن ها قبل از اینکه تیم تحقیقاتیشان را به بالتیمور منتقل کنند، به مدت ۲ سال در بوستون با یکدیگر کار کردند. کتل هم عضوی از انجمن روانشناسی آمریکا ، جامعه روانشناسی آمریکا و جامعه پیری شناسی آمریکا بود.

نتیجه همکاری مک کری و کاستا

همکاری مک کری و کاستا به طور عجیبی پربار و مفید بود. به گونه ای که آن ها ۲۵۰ مقاله تحقیقاتی و فصولی از کتاب و همچنین تعدادی کتاب را منتشر نمودند. همچنین بر اساس مدل پنج عاملی خود، پرسشنامه ای تحت عنوان پرسشنامه شخصیت نئو  را طراحی نمودند که امروزه مرجعی مهم برای سنجش ویژگی های شخصیتی افراد است. سه مورد از کتاب های آن ها به شرح زیر است:

  • Emerging lives, Enduring dispositions (McCrae & Costa, 1984)
  • Personality in adulthood: a five factor theory perspective 2nd ed (McCrae & Costa, 2003)
  • Revised NEO personality inventory (Costa and McCrae, 1992)

منبعی برای مطالعه

  1. Paul Costa & Robert McCrae