ﻣﺪل ﭘﻨﺞ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ بیشتر افراد درگیر سوال هایی در مورد شخصیت هستند: آدم ها میتوانند تغییر کنند؟ آدمی که مدام از کوره در میره میتونه پرخاشگری خودش رو کم کنه، یا آدمی که سر به­ زیر و خجالتی هست میتونه بالاخره با اعتماد به نفس حرف بزنه؟ چه تفاوتی بین رفتار بیمارگونه (Pathological) و نرمال هست؟ نگاه آدم های دیگه به ما مثل نگاه ما به خودمون هست؟ علم روانشناسی پیشرفت هایی برای رسیدن به پاسخ این سوالات داشته است. حتی یک شاخه از این رشته، که به عنوان روانشناسی شخصیت (Personality Psychology) شناخته میشود، مختص یافتن پاسخ این گونه سوالات است.

شخصیت شما بر همه چیز از جمله دوستانی که انتخاب میکنید تا نامزد انتخاباتی که به آن رای میدهید تاثیر میگذارد، با این وجود افراد محدودی هستند که درمورد شخصیت خود فکر میکنند و به بررسی آن می پردازند. با درک شخصیتی که دارید نسبت به نقاط قوت و ضعف تان آگاه میشوید. همچنین بهتر و دقیق تر می توانید حدس بزنید که دیگران چه نگاهی به شما دارند.

شخصیت چیست؟

بیشتر افراد مفهوم شخصیت را به سادگی درک میکنند. آن چیزی است که باعث میشود شما «شما» باشید. شامل همه صفات (traits)، ویژگی ها (characteristics)، عادت ها و خصوصیات عجیب و غریبی که شما را از هر شخص دیگری جدا میکند.

اما از منظر روانشناسی، شخصیت کمی پیچیده تر از این حرف هاست. تعریف آن میتواند دشوار باشد و شکلی که شخصیت تعریف میشود بر نحوه فهم و اندازه گیری آن میتواند تاثیر بگذارد.

پژوهشگران پروژه شخصیت (Personality Project)، آن را اینگونه تعریف میکنند:

«الگوی منسجمی از عاطفه (affect)، شناخت (cognition) و تمایلات (desires) و یا اهدافی هست که موجب رفتار میشود.»

به بیان انجمن روانشناسی امریکا (APA)، شخصیت به معنای:

«تفاوت های فردی در شکل الگوهای فکری، احساسی و رفتاری است.»

البته واضح است که از هر منظر و زاویه ای که به آن نگاه کنیم، شخصیت تاثیر بسزایی در زندگی ما دارد. امروزه بیشتر روانشناسان توافق دارند که پنج تیپ بزرگ شخصیت (Five Major Personality Types) وجود دارند و هر فردی هر یک از آن ها را تا حدودی دارا می باشد.

شما چه شخصیتی دارید؟

مدل پنج عاملی شخصیت (Five-Factor Model or FFM) درباره این سوال است:

«چه کسی هستی؟»

سوال ساده ای است، ولی پاسخ به آن میتواند دشوار باشد.

برخی با اسم، فامیل، شغل، نژاد، کشور، نقش خانوادگی، سرگرمی و تفریحات، محل زندگی و یا توصیف باورها و ارزش هایشان سعی میکنند به این سوال پاسخ دهند.

هر فردی به شکل خاصی به این سوال پاسخ میدهد و هر شخصی درباره اینکه چه کسی هست، داستان متفاوتی دارد. درحالی که ما مشترکات بسیاری از جمله نژاد، دین، گرایش جنسی، مهارت و رنگ چشم با یکدیگر داریم، ولی یک مورد هست که ما را منحصر به فرد می کند: شخصیت.

شما میتوانید با صدها، هزاران و یا حتی ده­ها هزار نفر ملاقات کنید، اما هیچ کدام از آنها دقیقا شبیه به هم نخواهند بود.

پیدایش مدل پنج عاملی شخصیت

این مدل و همچنین دیگر مدل های صفات شخصیتی (Personality Traits Models) ، برگرفته از فرضیه لغوی (Lexical Hypothesis) نابغه پر آوازه انگلیسی Francis Galton می باشد. این فرضیه بیان میکند که هر زبان طبیعی، برای افرادی که به آن زبان صحبت می کنند، همه توصیفات مرتبط و مهم شخصیتی را شامل میشود.

در سال ۱۹۳۶، روانشناس پیشگام Gordon Allport و همکارش Henry Odbert این فرضیه را به حیطه آزمایش گذاشتند. آنها با بررسی دیکشنری انگلیسی، لیستی از ۱۸ هزار کلمه مرتبط با تفاوت های فردی ایجاد کردند.

تقریبا ۴،۵۰۰ لغت مربوط به صفات شخصیتی بودند. این تعداد از صفات روانشناسان شخصیت را به فرضیه لغوی علاقه مند کرد، ولی در مرحله اول آنها باید این حجم از صفات را دسته بندی می کردند تا بتواند برای مطالعات از این صفات شخصیتی بهره ببرند.

در نهایت، در سال ۱۹۴۰، Raymond Cattell و همکارانش با استفاده از روش های آماری این لیست از لغات را به ۱۶ دسته از صفات طبقه بندی کردند که به اسم مدل شخصیت ۱۶ عاملی کتل (Cattell’s 16 Personality Factors) مشهور است. چندین پژوهشگر به صورت جداگانه به بررسی مدل کتل پرداختند و به شکل عجیبی همه آنها به یک نتیجه رسیدند: شخصیت را میتوان تنها با پنج دسته از عوامل (یا ویژگی های کلی) توصیف کرد.

اگرچه حدود سه دهه به طول انجامید تا مدل پنج گانه شخصیت مورد توجه روانشناسان قرار بگیرد، اما امروزه این مدل مشهورترین و معتبرترین مدل شخصیت است و بیشتر روانشناسان اتفاق نظر دارند که میتوان همه صفات شخصیت را به پنج دسته از عوامل تقسیم کرد. بر طبق این مدل عامل (factor) یک طبقه بزرگی است که همه صفات مشابه شخصیتی را در بر میگیرد. به عنوان مثال عامل توافق پذیری، در سمت مثبت، شامل صفاتی از جمله بخشندگی، خوش مشربی و مهربانی است و در سمت منفی شامل صفاتی از جمله پرخاشگری و خلق تند است. همه این صفات و ویژگی ها عامل کلی تر توافق پذیری را شامل میشوند.

پنج عامل شخصیت

پذیرا بودن نسبت به تجربیات (Openness to experience):

افرادی که نسبت به تجربه کردن پذیرایی بالایی دارند، تمایل زیادی برای انجام کارهای جدید و یادگیری چیزهای جدید از خود نشان میدهند. همچنین دایره علایق آنها گسترده است. درباره جهان و افراد دیگر کنجکاو هستند و نسبت به فرهنگ ها و سنت های ناآشنا روی خوش نشان میدهند.

افرادی که سطح پایین تری از پذیرا بودن دارند (یعنی نسبت به تجربه کردن بسته هستند)، با ناشناخته ها و عدم قطعیت نگران میشوند و نسبت به باورها و ایده هایی که وضعیت موجود را به چالش میکشند بدبین هستند. افرادی که پذیرا هستند معمولا اهل ماجراجویی و خلاقیت هستند. افرادی که کمتر پذیرا هستند، معمولا سنتی هستند و با مفاهیم انتزاعی مشکل دارند.

وظیفه شناسی (Conscientiousness):

افرادی که وظیفه شناسی بالایی دارند، با ملاحظه هستند، میتوانند خودشان را کنترل کنند و رفتارهایشان معمولا هدف مند است. منظم، دقیق و اهل برنامه ریزی هستند و نتیجه رفتارهای خودشان بر دیگران را مدنظر قرار میدهند.

افرادی که وظیفه شناسی پایینی دارند، معمولا خیلی به وقت شناسی و نظم اهمیت نمی دهند، بدون فکر رفتار میکنند; بدون اینکه به عواقب تصمیم خود فکر کنند.

برون گرایی (Extraversion):

برون گراها معمولا پرهیجان، پرحرف، اجتماعی و قاطع هستند و هیجانات خود را به راحتی ابراز میکنند. این افراد از محیط های اجتماعی و با بودن در جمع انرژی میگیرند.

ولی افرادی که درونگرا هستند در محیط های اجتماعی انرژی صرف می کنند و از این رو پس از مدتی باید به خلوت خود بروند تا دوباره شارژ شوند. به طور کلی افراد درونگرا برخلاف برونگراها، دوست دارند که تنها باشند و یا با دوستان محدودی باشند; اغلب کم حرف و جدی هستند و احساسات و افکارشان را بروز نمی دهند، برای استقلال خود ارزش قائل هستند و محیط های آرام را ترجیح می دهند.

البته باید به این نکته توجه داشت که به طور کلی افراد برونگرا مزیتی نسبت به درونگرا ها ندارند و تنها افرادی که بین این دو قطب قرار دارند میتوانند از مزیت های هر دو این ویژگی ها بهره ببرند و افراد برونگرا مثلا باید یاد بگیرند که بتوانند از خلوت خود نیز لذت ببرند تا بتوانند بر معایب برونگرایی غلبه کنند. افراد درون گرا نیز باید سعی کنند در جمع افراد نا آشنا احساس بهتری داشته باشند.

توافق پذیری (Agreeableness):

افرادی که توافق پذیری بالایی دارند، کمک کننده، مهربان، دست و دلباز و دلسوز هستند، همچنین فرض را بر این میگذارند که دیگران نیت خوبی دارند.

ولی افرادی که توافق پذیری پایینی دارند، معمولا شکاک (skeptic) و ستیزه جو هستند و بیش از این که اهل همکاری کردن باشند، رقابت طلب اند.

نوروتیک (Neuroticism):

افراد نوروتیک از لحاظ هیجانی حساس هستند; براحتی ناراحت و مضطرب میشوند. اما افرادی که کمتر نوروتیک هستند حتی تحت شرایط دشوار و پرتنش نیز آرام و مطمئن هستند و هیجانات منفی کمی را تجربه میکنند.

دو نکته مهم!

  1. باید مد نظر قرار دهیم که هر یک از این عوامل یک محوری از ویژگی های شخصیتی را نشان میدهند. به عنوان مثال افراد معمولا بین دو قطب درون گرا و برون گرا قرار میگیرند و در این مدل لزومی نیست که حتما فرد درونگرا یا برونگرا باشد. بیشتر افراد جایی بین این دو قطب قرار میگیرند (برخلاف آزمون MBTI).
  2. همچنین باید در نظر داشت که این ۵ عامل شخصیتی در طول زندگی به نسبت ثابت هستند، البته مطالعات نشان داده اند که برخی از این عوامل کمی تغییر می کنند. به عنوان مثال، وظیفه شناس بودن از جوانی تا میانسالی افزایش پیدا میکند، همانطور که ما به مرور بهتر میتوانیم روابط شخصی و شغلی خود را مدیریت کنیم.توافق پذیری نیز با افزایش سن، بیشتر میشود و از ۵۰ تا ۷۰ سالگی به اوج خود میرسد. ولی عصبی بودن و برون گرایی با افزایش سن کمی کاهش پیدا میکنند.

دلایل علمی برای اعتبار این مدل

  • در پژوهش های مختلف که در زبان هایی از جمله انگلیسی، چینی و آلمانی انجام شده است، همین ۵ عامل شخصیتی به دست آمده است.
  • با مطالعات انجام شده بر روی دوقلو ها و افرادی که به فرزندخواندگی گرفته شده اند، نشان داده شد که این ۵ عامل پایه ژنتیکی دارند.
  • میتوان با استفاده از این مدل به پیش بینی پرداخت. به عنوان مثال میتوان با استفاده از آن میزان موفقیت شغلی افراد را پیش بینی کرد.