هری استک سالیوان (Harry Stack Sullivan) روان‌پزشک آمریکایی متولد ۲۱ فوریه ۱۸۹۲ در نیویورک است. نظریه شخصیت او بر اساس روابط میان فردی در انسان هاست. او عقیده داشت که اضطراب و دیگر علائم بیماری های روانی، نتیجه تعارضات بین افراد و محیط های انسانی مانند خانواده یا جامعه است. سالیوان همچنین عقیده داشت که رشد شخصیت، نتیجه ی سلسله ای از تعاملات با دیگر انسان ها می باشد.

توسعه روانشناسی و دیدگاه نئو فرویدی

او در توسعه روانشناسی بالینی، به ویژه در درمان اسکیزوفرنی، نقش قابل توجهی داشت. سالیوان همچنین پیشنهاد داد که علمکرد ذهن در بیماری اسکیزوفرنی، به هر اندازه که معیوب باشد، قابل درمان است. او از توانایی فوق العاده ای در برقراری ارتباط با اسکیزوفرن ها برخوردار بود و رفتار آنها را به وضوح و با بینش عمیقی توصیف می کرد.

سالیوان مدرک دکتری خود را در سال ۱۹۱۷ از کالج پزشکی و جراحی شیکاگو دریافت کرد. او تحت تاثیر کارهای ویلیام آلانسون وایت قرار گرفت. وایت مفاهیم نظریه روانکاوی زیگموند فروید را به جای اینکه برای درمان بیماران نوروتیک به کار بگیرد، برای بیماران سایکوتیک و بستری گسترش داد.

در مصاحبه های او با بیماران اسکیزوفرنی، توانایی غیر معمول او در روانکاوی آن بیماران به خوبی مشهود بود. هنگامی که سالیوان در سال های ۱۹۲۳-۱۹۳۰ مشغول تحقیقات بالینی در بیمارستان Sheppard and Enoch Pratt ماریلند بود، با آدولف مایر آشنا شد. متد درمانی آدولف مایر در تبیین اختلالات روانی به جای اتکا بر عوامل عصب شناختی، بر مبنای عوامل اجتماعی و روانشناختی بود.

سالیوان در سال های ۱۹۲۵-۱۹۳۰ به عنوان مدیر در مرکز pratt، نشان داد که می توان اسکیزوفرون‌ها را کاملا درک کرد و فارغ از اینکه چقدر رفتار نامعقولی داشته باشند می توان با آن ها ارتباط برقرار نمود.

او اسکیزوفرنی را نتیجه آشفتگی در روابط میان فردی در سال های ابتدایی زندگی می دانست. سالیوان عقیده داشت که با روان درمانی مناسب، این ریشه های آشفتگی هیجان را می توان شناسایی و برطرف کرد.

توسعه نظریه شخصیت سالیوان

بعد از سال ۱۹۳۰ سالیوان، زمان خود را صرف آموزش و شرح ایده هایش کرد. او با دانشمندان علوم اجتماعی و با انسان شناسانی همچون ادوارد ساپیر همکاری داشت. سالیوان مفاهیم مطرح شده ی خود درباره اسکیزوفرنی را به شکل یک نظریه شخصیت گسترش داد. چکیده نظریه سالیوان این بود که در شخصیت های سالم و شخصیت های نابهنجار، الگوی پایداری از روابط میان فردی نقش اصلی را در رشد شخصیت ایفا می‌کند. این روابط میان فردی از محیط و مخصوصا محیط اجتماعی پیرامون انسان، نشأت می گیرند.

سالیوان این نظریه را مطرح کرد که هویت درونی افراد طی سال ها و با توجه به نحوه ی تعاملات افراد مشخصی در محیطشان با آن ها ساخته می شود.

مراحل مختلف رشد در نظریه او بر اساس روش های مختلف تعامل با دیگران است. برای نوزاد، مهمترین شخص مادر است. از آشفتگی در رابطه ی با مادر، اضطراب زیادی حاصل می شود. پس کودک حالتی از رفتار را برای خود توسعه می دهد که این اضطراب را کاهش دهد و این حالت رفتار، همان چیزی است که در بزرگسالی  تبدیل به ویژگی های بارز در شخصیت انسان می شود.

خدمات سالیوان به سلامت روان

سالیوان به تاسیس بنیاد ویلیام آلنسون وایت در سال ۱۹۳۳ و به مدرسه روانپزشکی واشنگتن در سال ۱۹۳۶ کمک کرد. او همچنین بعد از جنگ جهانی دوم به تاسیس فدراسیون جهانی سلامت روان کمک کرد. او همچنین مجله روانپزشکی را در سال ۱۹۳۷ تاسیس نمود و ویراستاری آن را به عهده داشت.

مرگ مشکوک

جسد او را در سال ۱۹۴۹ و در پاریس در حالی که دارو های قلبش در اطرافش پراکنده شده بود، پیدا کردند. علت مرگ او را خونریزی مننژیتی تشخیص دادند.

منابع بیشتر