در نوشته مکانیسم های دفاعی درمورد تعریف و کاربرد کلی این مکانیسم ها توضیح داده شد و تعدادی از مکانیسم های دفاعی نیز معرفی شدند.  اما پرسشی که متن حاضر درصدد پاسخگویی به آن است این است که وقتی که افراد در اثر رویدادهایی مثل سوء استفاده جنسی، جسمی، عاطفی، غفلت و نادیده گیری در سال های کودکی، تصادفات رانندگی، جنگ، بلایای طبیعی و … دچار آسیب می شوند چه مکانیسم دفاعی به کمک آن ها می آید تا آن رویداد را برایشان کمتر اضطراب آور و درنتیجه قابل تحمل کند؟ مکانیسم دفاعی تجزیه یا گسستگی (dissociation) همان راهبردی است که در چنین موقعیت هایی فعال می شود و به کمک فرد می آید.

مکانیسم دفاعی گسستگی چیست؟

یک فرد نرمال، تصور یکپارچه ای از بخش های مختلف خودش دارد؛ یعنی خود را یک موجود واحد متشکل از افکار، احساسات و رفتارهای مختلف می داند. اما در مکانیسم دفاعی تجزیه یا گسستگی ذهن، فرد خودش را به صورت تکه هایی جدا و گسسته از هم می داند و نمی تواند کل بخش های شخصیتش را در ارتباط با هم و به صورت یکپارچه ببیند. در نتیجه در اثر روبرو شدن با یک اضطراب شدید، هویت یکپارچه اش به بخش های مختلفی تقسیم می شود. به این صورت که بخش های آسیب زا مثلا هیجانات، رفتارها و افکار آسیب زا ، به دلیل قابل تحمل نبودن، از حیطه آگاهی فرد خارج می شوند و به ناخودآگاه او، منتقل می شوند و بخش های کمتر آسیب زا در حیطه آگاهی فرد باقی می مانند.

مثال هایی از نمود درونی مکانیسم دفاعی گسستگی

مکانیسم دفاعی گسستگی همیشه هم مخرب نیست، بلکه می تواند در افراد سالم نیز اتفاق بیفتد. مثلا وقتی که در حال رانندگی در یک آزاد راه هستید ممکن است راه خروج خود را گم کنید. یا وقتی که کاملا در یک فیلم یا کتاب غرق می شوید و از مسائل دیگر، غافل می شوید. یا وقتی که به خودتان می آیید که در حال راه رفتن در اتاق هستید اما یادتان رفته که در آن جا به دنبال چه چیزی بودید. همه این ها مثال هایی از مکانیسم دفاعی تجزیه هستند به گونه ای که در هریک از این حالات، ارتباط یک قسمت از ذهنتان با سایر قسمت ها به صورت موقتی قطع شده است. مثلا در مثال آخر، رابطه حافظه تان با سایر بخش های ذهنتان از جمله رفتارتان به طور موقت، قطع شده است.

مکانیسم دفاعی تجزیه، مکانیسم دفاعی گسستگی
در روانکاوی مدرن، گسستگی را دفاعی بنیادین تلقی می کنند.

مثال هایی از نمود بیرونی

مکانیسم دفاعی تجزیه باعث می شود که فرد نتواند حس هیجانی سالمی درمورد خودش و دنیای اطرافش داشته باشد. مثلا ممکن است فرد احساس کند که بدنش مال خودش نیست و از بیرون و به عنوان شخص سوم، نظاره گر بدن و اعمال خودش است (مسخ شخصیت). یا احساس کند که دنیای اطرافش عجیب است و واقعی نیست (مسخ واقعیت). درمواردی نیز ممکن است آن رویداد را فراموش کند و یا با خلق شخصیت های جدید به مقابله با آن رویدادها بپردازد (به متن اختلال هویت تجزیه ای مراجعه کنید).

آیا وجود مکانیسم دفاعی گسستگی در افراد، سازگارانه است؟

مکانیسم دفاعی گسستگی یا تجزیه یکی از راهبردهای مقابله ذهن با استرس های بسیار شدید مثلا در طول رویدادهای آسیب زا یا تروماتیک است. بنابراین همه افراد معمولا در طول زندگی خود از این مکانیسم استفاده کرده اند اما به شکل های مختلف. اما یکی از مواردی که سازگارانه بودن یا نبودن آن را توجیه می کند، طول مدت این دوره هاست.  این تجارب گسستگی ذهن می توانند نسبتا کوتاه مدت (چند ساعت یا چند روز) باشند و برای مقابله موثر فرد با موقعیت آسیب زا مناسب باشند و یا خیلی بلندمدت تر (هفته ها یا ماه ها) باشند و فرد را درگیر کنند به گونه ای که مانع روبرو شدن هیجانی فرد با آن اتفاق و درنتیجه مانع پذیرش آن رویداد می شوند و گاهی با تغییر در هویت و شخصیت یکپارچه فرد، واقعیت سنجی او را دچار مشکل می کنند.

موارد و علل فعال شدن این مکانیسم

  • مکانیسم دفاعی گسستگی در بسیاری از افراد، پاسخی به یک رویداد آسیب زا (رویداد یکباره یا ادامه دار) و سوء استفاده است که برای فرد، قابل کنترل نبوده است. مثلا فردی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته ممکن است به دلیل قابل تحمل نبودن این رویداد، آن را از حافظه هشیار خود پاک کند.
  • بعضی افراد تجزیه را به عنوان روشی برای تمرکز بر یک فعالیت یا به عنوان بخشی از آداب مذهبی یا فرهنگی به کار می برند. مثلا مرتاض ها برای تمرکز بر اعمال مذهبی خود، از محرک های موجود در محیط غافل می شوند. یا افرادی که اسیر شده اند و مورد شستشوی مغزی قرار گرفته اند از هویت و ارزش های خود، جدا می شوند و هویت جدیدی را مطابق خواسته گروگان گیرها شکل می دهند.
  • مکانیسم دفاعی گسستگی ممکن است به عنوان یکی از نشانه های مشکلات روانشناختی مثل اختلال استرس پس از آسیب، افسردگی، اضطراب، اسکیزوفرنیا، اختلال دوقطبی یا اختلال شخصیت مرزی نیز باشد.
  • گسستگی ممکن است به عنوان عوارض جانبی مصرف الکل یا برخی از داروها نیز باشد. مثلا ممکن است در اثر موادی از قبیل مصرف کتامین، مصرف یا ترک کانابیس (شاهدانه)، مصرف الکل یا توهم زاها، و یا قطع بنزودیازپین ها به عنوان داروهای ضداضطراب، حالات تجزیه ای شدیدی مثل مسخ شخصیت و واقعیت در فرد رخ دهد.

منابعی برای مطالعه بیشتر