زیگموند فروید در نظریه شخصیت خود، ناهشیار ما را بخش اصلی در تعیین رفتارهایمان می‌دانست. اما او می‌گفت که تمایلات یا تعارضات ناهشیار ما به صورت‌های دیگری آشکار می‌شوند. لغزش کلامی یکی از راه‌هایی است که می‌تواند خبر از اتفاقاتی نهفته در ناهشیارمان بدهد. اما این لغزش کلامی چیست و چطور می‌توان بر اساس آن، به آنچه در درونمان پنهان است پی برد؟

لغزش کلامی چیست؟

لغزش کلامی ، اشتباهی در کلام یا حافظه است که اعتقاد بر این است که با ناخودآگاه ما ارتباط دارد. این لغزش‌ها، افکار، احساسات، تمایلات و انگیزه‌هایی که افراد پنهان نگه می‌دارند را آشکار می‌کند. این لغزش‌ها به این صورت هستند که فرد کلمه‌ای را بیان می‌کند یا به نحوی بیان می‌کند که قصد آن را نداشته است. مثلاً تپق می‌زند؛ اشتباهاً در بیان کلمه، حروف را جابجا می‌کند؛ و یا کلمه‌ای را به جای کلمه مشابه آن از نظر تلفظ به کار می‌برد، درصورتی که معنای کاملاً متفاوتی دارد.

لغزش کلامی در نظریه فروید

فروید در طی کار با مرد جوانی به اهمیت لغزش کلامی پی برد. فروید از او خواست که از کتاب The Aeneid عبارتی را بخواند. مرد در طی خواندن، کلمه‌ای را جا انداخت. اعتقاد فروید بر این بود که جا انداختن این کلمه اتفاقی نیست و خبر از موضوعی پنهان در ناخودآگاهش می‌دهد. در طی تداعی آزاد، فروید به این پی برد که آن کلمه، مرد را به یاد خون می‌اندازد، که او معتقد بود که به خاطر ترس از حاملگی دوست دخترش در روابط قبلیش بود. به نظر فروید، علت نخواندن آن کلمه این بود که چنین تجربه منفی‌ای را به آن مرد یادآوری می‌کرد و چون او را دچار احساسات منفی می‌کرد به ناخودآگاهش رانده شده بود. درنتیجه آن کلمه را جا انداخت.

لغزش‌ کلامی چگونه ناخودآگاه را آشکار می‌کند؟

فروید در کتاب آسیب‌شناسی زندگی روزمره در سال ۱۹۰۱، انواع مختلفی از لغزش‌های کلامی و مثال‌هایی از آن‌ها را ذکر کرده است. فروید می‌گوید در کنار فراموشی ساده اسامی صحیح، نوع دیگری از فراموشی وجود دارد که به وسیله مکانیسم دفاعی سرکوب، برانگیخته می‌شود. درواقع، افکار و احساساتی که برای فرد پذیرفتنی نیستند از آگاهی او بیرون می‌روند و به بخش ناهشیار منتقل می‌شوند اما ناهشیار به صورت تغییر شکل یافته‌ای در لغزش‌های کلامی، آن‌ها را آشکار می‌کند.

آیا لغزش‌ کلامی همیشه خبر از ناخودآگاه می‌دهد؟

واژه‌ی لغزش‌های فرویدی به طور معمول برای خطاهای کلامی مختلفی به کار برده می‌شود اما در اصل، فروید آن را فقط برای تعداد کمی از خطاهای کلامی به کار می‌برد که خبر از وجود اتفاقی در ناخودآگاه می‌دهند. به همین دلیل گفته شده که این خطاها همیشه نماد موضوعی در ناخودآگاه نیستند و گاهی می‌توانند به دلایل دیگری همچون عادت‌های کلامی، استفاده از جمله‌های پیچیده یا مشکل، کمبود وقت برای صحبت کردن، خستگی یا پرت شدن حواس موقع صحبت کردن اتفاق بیفتند.

مثال‌هایی در فرهنگ عمومی

احتمالاً همه ما تعداد زیادی لغزش کلامی را در زندگی روزمره خود شنیده‌ایم که خیلی اوقات، به نظرمان جالب می‌آمده. مثلاً معلم زیست شناسی‌ای را در نظر بگیرید که به جای واژه “ارگانیسم” می‌گوید “ارگاسم” و همین نظر همه دانش آموزان را به خود جلب می‌کند و جو کلاس را تغییر می‌دهد. یا دختری را در نظر بگیرید که می‌خواهد به دوستش بگوید “رضا را دوست دارم” اما به جای اسم رضا، نام نامزد قبلی خودش را می‌گوید. به این ترتیب دوستش این لغزش کلامی را به این صورت تفسیر می‌کند که او هنوز هم نامزد قبلی‌اش را دوست دارد.

 لغزش‌های کلامی خیلی اوقات سرگرم کننده هم هستند. به ویژه زمانی که از جانب یک چهره مشهور مثلاً مجری تلویزیون، گزارشگر یا توسط بازیگران در پشت صحنه فیلم‌ها شنیده می‌شوند. معمولاً نمونه‌هایی از این لغزش‌های کلامی در وبسایت‌ها و فضای مجازی برای جنبه طنزآمیز آن‌ها، قرار داده می‌شوند.

نقش مغز در ایجاد لغزش کلامی

استاد و پژوهشگری شناختی در دانشگاه ایلینویز به نام Gray Dell بیان کرد که لغزش‌های کلامی نشان‌دهنده‌ی توانایی مغز فرد برای استفاده از زبان و عناصر آن هستند. او می‌گوید مفاهیم، کلمات و صداها از طریق سه شبکه مغزی (معنایی، واژگانی و واجی) با هم ارتباط دارند. از طریق ارتباط این سه بخش، گفتار ما به وجود می‌آید. اما هرچند وقت یکبار، این شبکه‌ها در هم گیر می‌کنند و باعث لغزش‌های کلامی می‌شوند.

نقش بازداری

تصور کنید که خواهرتان خبر حاملگی خود را به شما داده و گفته که آن را به کسی نگویید. در اینجا شما باید میل به گفتن این خبر را بازداری کنید. اما از آنجا که باید به این فکر کنید که به کسی نگویید، بیشتر به آن فکر می‌کنید تا حواستان باشد. این فکر کردن بیشتر، احتمال تبدیل شدن آن به کلام را بیشتر می‌کند. درمورد خطاها و لغزش‌های کلامی نیز همین اتفاق می‌افتد. یعنی زمانی که شما برای یک سخنرانی یا ارائه دچار اضطراب می‌شوید که نکند تپق بزنید، بیشتر درمورد آن فکر می‌کنید و احتمال اینکه تپق زدن‌ها و لغزش‌های کلامی در گفتار شما رخ دهد، بیشتر می‌شود.

لغزش‌های کلامی چقدر اتفاق می‌افتند؟

لغزش‌های کلامی، اغلب اجتناب ناپذیر هستند. معمولاً بعد از هر ۱۰۰۰ کلمه‌ای که صحبت می‌کنیم، یکی دوبار دچار خطاها و لغزش‌های کلامی می‌شویم. به عبارتی اگر میانگین سرعت حرف زدنمان، ۱۵۰ کلمه در یک دقیقه باشد، احتمالاً لغزش کلامی، هر ۷ دقیقه‌ای یک مرتبه اتفاق می‌افتد. بنابراین اکثر ما در هر روز به طور طبیعی بین ۷ تا ۲۲ بار در مکالمات خود، لغزش کلامی داریم.

منابع برای مطالعه بیشتر