گوردن آلپورت یکی از نظریه پردازان پیشگام روانشناسی شخصیت بود که سعی کرد فهرستی از صفاتی را که شخصیت فرد را تشکیل می دهند مشخص کند. بر خلاف نظریه های روان تحلیلی و انسان گرایی درمورد شخصیت، نظریه صفات آلپورت به تفاوت های فردی در ویژگی هایی که در طول زمان و موقعیت های مختلف در یک فرد ثابتند، تاکید دارد. تفاوت دیگر نظریه آلپورت با نظریه هایی مثل فروید و یونگ، این است که آلپورت همانند مزلو به جای بررسی افراد بیمار، افراد بهنجار را بررسی کرد. رویکردهای بعدی درمورد صفات از جمله رویکرد کتل، آیزنک و مدل پنج عاملی مک کری و کاستا نیز، تحت تاثیر رویکرد آلپورت، معرفی شدند. درواقع نظریه آلپورت اولین جریان موثر در زمینه صفات، شناخته می شود.

تعریف صفت

صفت در نظریه آلپورت یک مفهوم کاملا کلیدی است. بهتر است تعریف صفت را با یک پرسش، پاسخ دهیم. اگر از شما بپرسند که فردی را توصیف کنید چگونه این کار را انجام می دهید؟ مثلا فرض کنید شما می خواهید شخصیت دوستتان را در سه کلمه توصیف کنید. ممکن است او را بانمک، باهوش و مهربان، توصیف کنید. همه این ها به عنوان صفات (traits) شناخته می شوند. درواقع صفت به عنوان یک ویژگی ثابت در نظر گرفته می شود که باعث می شود فرد به شیوه خاصی فکر و رفتار کند و به محرک های مختلف، پاسخ دهد.

تعریف آلپورت از شخصیت

آلپورت ۵۰ تعریف از شخصیت را بررسی کرد و سپس تعریف خود از شخصیت را به صورت زیر ارائه داد:

شخصیت عبارت است از سازمان دهی پویای نظام های روانی فیزیولوژیکی درون فرد که رفتار و افکار ویژه فرد را تعیین می کند.

آلپورت ۱۹۶۱

تبیین کلمات موجود در این تعریف

در این تعریف، هر واژه مفهومی را بیان می کند. مثلا “سازمان دهی پویا” به پویا بودن رشد و تغییر شخصیت به گونه ای سازمان یافته ،و نه تصادفی، اشاره دارد. “روانی فیزیولوژیک” یعنی شخصیت فرد، ترکیبی از عوامل زیستی و روانشناختی است. آلپورت می گوید که فرد دو شخصیت مجزا دارد؛ به گونه ای که شخصیت فرد در کودکی توسط امیال و نیازهای زیستی و بازتاب های اوهدایت می شود اما هدایت شخصیت او در بزرگسالی بیشتر تحت تاثیر عوامل روانشناختی و ذهنیت خود فرد است. درواقع بر اساس نظریه آلپورت، وراثت مواد خام شخصیت مثل هوش و خلق و خو را تامین می کند اما بعدا شخصیت فرد توسط محیط او، شکل داده می شود و یا تغییر می کند. “تعیین کردن رفتار و افکار ویژه” یعنی صفات، رفتار و افکار ما را مشخص می کند و همین رفتارها و افکار ما، معرف شخصیت ماست و شخصیت ما را از دیگران، متمایز و درنتیجه منحصر به فرد می کند.

ویژگی های صفات در نظریه آلپورت

  1. طبق نظریه آلپورت، صفات واقعی هستند و ساخته ذهن فرد نیستند.
  2. صفات باعث ایجاد رفتاری در فرد برای جستجوی محرک ها می شوند و علت رفتار فرد هستند.
  3. وجود صفات را می توان با مشاهده رفتار فرد در طول زمان، به صورت تجربی اثبات کرد.
  4. صفات متفاوتند اما با هم همپوشی نیز دارند. مثلا صفات پرخاشگری و خصومت گرچه مجزا هستند اما اغلب همزمان با هم دیده می شوند.
  5. صفات در موقعیت های مختلف، ممکن است متفاوت باشند. مثلا فرد در موقعیتی منظم و در موقعیتی دیگر، بی نظم باشد.

تعداد صفات و چگونگی شناسایی آن ها در نظریه آلپورت

در راستای کارهای هنری ادبرت (Henry S Odbert) در سال ۱۹۳۶، آلپورت برای استخراج صفات شخصیت از دیکشنری های جامع انگلیسی استفاده کرد. از طریق این کتاب ها، محققان ابتدا ۱۸۰۰۰ کلمه که توصیف کننده شخصیت بود را استخراج کردند. آلپورت این صفات را به ۴۵۰۰ صفت شخصیتی کاهش داد. سپس آن ها را ابتدا به دو دسته صفات فردی و مشترک تقسیم کرد وبعد از آن طبقه بندی دیگری را شامل ۳ نوع صفت معرفی نمود.

انواع صفات شخصیتی در نظریه صفات آلپورت

صفات فردی و مشترک در نظریه آلپورت

صفات فردی در نظریه آلپورت به “گرایش های شخصی” نیز معروف شد. این صفات، منحصر به فرد هستند و در هر فرد با فرد دیگر، متفاوتند و منش او را تشکیل می دهند. در حالی که صفات مشترک، که به “صفات” معروف شدند، به صفت های مشترک بین افراد یک فرهنگ، اشاره دارد. البته صفات مشترک، صفات اصلی نیستند و بر اثر فشارهای اجتماعی ایجاد می شوند و می توانند با تغییر آداب اجتماعی، تغییر کنند.

سه نوع صفت در نظریه صفات

آلپورت بر اساس میزان نیرومندی و تسلط صفات بر شخصیت افراد، صفات را به سه دسته تقسیم نمود.

صفات اصلی

طبق نظریه آلپورت ، صفات اصلی یا بنیادی (cardinal traits) به گونه ای بر فرد، مسلط هستند که کل شخصیت او را تحت تاثیر قرار می دهند. اما این صفات، نادر هستند و ممکن است بعضی افراد آن ها را نداشته باشند و یا فقط در بعضی موقعیت ها آن ها را نشان دهند. نام این صفات معمولا برگرفته از نام شخصی است که به واسطه آن صفت، شناخته شده است. مثلا نارسیسیسم (خودشیفتگی) ازنام شخصی به نام نارسیسوس که با صفت خودشیفتگی، مشهور شده، گرفته شده است.

نظریه آلپورت
نارسیسوس یک شخصیت افسانه ای است که عاشق تصویر خودش در آب می شود و در حال محو بودن در تماشای تصویر خود در آب، جان خود را از دست می دهد. واژه نارسیسیسم به معنای خودشیفتگی از نام این شخصیت گرفته شده است.

مثال

از جمله صفات اصلی می توان به سادیسم (دگرآزاری) و شوینیسم (میهن پرستی کورکورانه) نیز اشاره کرد. طبق نظریه آلپورت، صفات اصلی آن قدر بانفوذند که حس فرد از خود (self)، هیجان ها، نگرش ها و رفتارهای او را کاملا شکل می دهند. برخی چهره های تاریخی نیز به دلیل صفات اصلی خود، مشهور شده اند. مثلا آبراهام لینکولن (Abraham Lincoln) برای صداقتش، مارکوئیز دسید (Marquis de Sade) برای دگرآزاریش و ژوآن آف آرک (Joan of Arc) برای خدمات قهرمانانه اش مشهور شده اند.

صفات مرکزی

صفات رایجی هستند که شخصیت ما را تشکیل می دهند. صفات مرکزی (central traits) معمولا بین ۵ تا ۱۰ صفت هستند که ما در هنگام بحث درمورد فرد یا برای معرفی او، از آن ها نام می بریم. این صفات به اندازه صفات اصلی، فراگیر و بانفوذ نیستند اما پایه های اصلی شخصیت ما را شکل می دهند.

مثال

در نظریه آلپورت ، صفاتی مثل پرخاشگری، دلسوزی برای خود (self-pity) و بدبینی (cynicism) جزو صفات مرکزی معرفی شده اند. همچنین صفاتی مثل هوش، خجالتی بودن، اضطراب و صداقت نیز به این دسته از صفات، نسبت داده شده اند.

صفات ثانویه

صفات ثانویه (secondary traits) صفاتی هستند که فقط تحت شرایط و اوضاع خاصی، نشان داده می شوند. به همین دلیل این صفات فقط توسط افرادی که رابطه نزدیکی با فرد دارند، قابل تشخیص است و برای دیگران معمولا قابل تشخیص نیست. مثلا اینکه فرد چه غذا یا موسیقی را ترجیح می دهد فقط برای نزدیکانش، قابل تشخیص است. درواقع این صفات به وسیله محرک های کمی، برانگیخته می شوند و پاسخ های کمتری را برمی انگیزانند.

مثال

به طور مثال ممکن است صفت اصلی یک نفر، جرات ورزی باشد اما او در موقعیتی که پلیس به خاطر سرعت رانندگیش به او هشدار می دهد، تسلیم شود. تسلیم شدن صفت اصلی او نیست بلکه در یک موقعیت خاص، ظاهر شده. بنابراین یک صفت ثانوی محسوب می شود. همچنین بی صبری فرد برای منتظر ماندن در صف هم یک صفت موقعیتی و درنتیجه ثانوی محسوب می شود.

تفاوت صفات با عادت ها و نگرش ها در نظریه آلپورت

طبق نظریه صفات، عادت ها نسبت به صفات، تاثیر کمتر و محدودتری دارند، انعطاف ناپذیرند و شامل پاسخی معین به محرکی معین هستند. درواقع صفات شامل مجموعه ای عادات هستند؛ بنابراین گسترده ترند. مثلا مجموعه ای از عادات مثل مسواک زدن، شستشو و … صفت “تمیزی” را تشکیل می دهند.

طبق نظریه آلپورت، تمایز نگرش ها از صفات بسیار دشوار است؛ به گونه ای که قدرت طلبی و برون گرایی را می توان هم صفت و هم نگرش به حساب آورد. اما آلپورت، دو تفاوت را بین این دو مفهوم، بیان کرد:

  • اول اینکه نگرش ها معطوف به یک موضوع بسیار خاص هستند مثل نگرش نسبت به رنگ مو یا یک نوع لباس خاص. اما صفات، گسترده تر هستند و فقط محدود به یک موضوع خاص نیستند.
  • دوم اینکه نگرش ها به صورت مثبت و منفی یا موافق و مخالف هستند؛ درحالی که صفات این گونه نیستند.

در این نوشته درمورد نظریه صفات آلپورت از شخصیت، صحبت شد و به مواردی همچون تعریف صفت در این دیدگاه، انواع طبقه بندی آلپورت از صفات و تفاوت صفت با نگرش و عادت به صورت مفصل بحث شد. در نوشته بعد درمورد سایر مطالب نظریه آلپورت از جمله مراحل شکل گیری شخصیت، خودمختاری کارکردی، رفتار بیانگر و نقد این نظریه، بحث خواهد شد.

منابعی برای مطالعه بیشتر

  1. کتاب روانشناسی شخصیت شولتز و شولتز ترجمه یحیی سید محمدی
  2. Allport,s theory of personality